تبلیغات
آذربایجان،آنا وطن - نگاهی به مسئله روسپیگری در ایران(قسمت 2)
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

آذربایجان،آنا وطن
 
qaflansəsi- قافلان سسی به علت تغییر آى پى صحفه اول وبلاگ توسط مخابراط دسترسى حتى با فیلتر شكن ممكن نیست،براى

به وبلاگ من خوش آمدید
 

.....به اوباش تهران كمك كرده بودند و همراه آنها با شعار زنده باد شاه و مرگ برتوده‌ای، مرگ بر مصدق از جنوب تهران خود را به مركز شهر و اطراف خانه مصدق در خیابان پاستور رساندند، بعدها صاحب چند صد متر زمین در همین محله شدند كه همه آنها نیز به خانه‌های محل كسب و كار و نجیب خانه اختصاص یافت! درجمع پری بلنده ، مهین بچه‌باز، عصمت بابلی و… خوش بخت‌ترین آنها كه در كودتای 28 مرداد پشت سر اوباشی مانند هفت كچلان، حسن انجیری، امیرموبور، مصطفی زاغی، شعبان بی‌مخ، رضا جگركی و … در نقش توده مردم راه افتادند “ملكه اعتضادی” بود. زنی فوق‌العاده زیبا و معشوقه افسران اسم و رسم دارارتش شاه، از جمله سروان خسروانی، كه بعدها در ارتش شاه ژنرال شد و رئیس سازمان تربیت بدنی(ورزش) ایران!ملكه اعتضادی با برخی از اعضای دربار شاه هم رابطه داشت. بعد از كودتای 28 مرداد با استفاده از رابطه‌هایی كه داشت و خدماتی كه در كودتای 28 مرداد كرده بود از سهام داران بانك ایران و ژاپن شد و پیش ازانقلاب از ایران گریخت. گویا در اسرائیل مقیم شد و اخیرا مرد. او در سال‌های بعد از كودتا به یكی از نزدیكان اشرف پهلوی تبدیل شده و شایعات زیادی در باره نقش او در شبكه قاچاق مواد مخدر در زمان شاه وجود داشت و اینكه با اشرف پهلوی در این كار شریك بود. عكسی از او وجود دارد كه روز كودتا روی یكی از تانك‌های كودتاچی‌ها ایستاده و به سود شاه شعار می‌دهد.                                

پروین غفاری را موطلایی شهر لقب داده بودند. یكی از پرخواننده‌ترین پاورقی‌های مطبوعات دهه 40 و 30 در ایران پاورقی بود با همین نام “موطلایی‌شهرما” كه حسین قلی مستعان آن را برای تهران مصور می‌نوشت. نویسنده‌ای كه با علی دشتی و حجازی بر سر شناخت روح و روان زنان رقابت داشت و هر سه می‌خواستند بالزاك ایران شوند .پروین غفاری بعد از كودتا یكی از مشهورترین زنان ایران شد. رفیق شخصی مصطفی طوسی از چوبدارها و قصاب‌های معروف تهران پیش از “هژبر یزدانی” بود. بعدها هژبریزدانی جای او را در قصاب‌خانه‌تهران گرفت .پروین غفاری مدتی هم معشوقه اردشیرزاهدی وزیر خارجه شاه بود. این دوران كوتاه بود پس از مدتی موطلایی تهران تبدیل به دامی‌برای یافتن دختران زیبا برای اعضای دربار و شخص شاه شد. پیش از رسیدن به 40 سالگی، در چند فیلم فارسی هم بازی كرد، كه نقش دست سوم را داشت و بیشتر بدلیل زیبایی‌اش از او درچند فیلم استفاده كردند. او را «پری غفاری» صدا می‌كردند، كه مخفف پروین است .بعد از آن كه خانه‌های جمشید را در دو خیابان شهرنو و نجیب‌خانه تهران ویران كردند، زنانی كه در آن ها زندگی می‌كردند را ابتدا بردند در خانه ثابت پاسال در انتهای خیابان جُردن. ثابت پاسال نیز از سرمایه داران بزرگ زمان شاه بود كه دستی قوی در واردات داشت و بازاری‌ها و تجار سنتی ایران كه نان شان در زمان شاه آجر شده بود تشنه به خونش بودند. همان‌ها كه حالا یك ملت تشنه به خونشان است .                                                               


خانه ثابت پاسال قصری بود با دیوارهای سنگی، نرسیده به خیابان فرشته، در كوچه‌ای با شماره 14 در انتهای خیابان جُردن و گاندی دراین خانه بر سر این زنان آب تربت ریختند و چادر مشگی سرشان كردند. حجت‌الاسلام كم سن و سالی بنام هادی غفاری سرپرستی ارشاد مذهبی‌آنها را برعهده گرفت. بعد از چند ماه، از میان این زنان عده‌ای را كه سن و سالشان زیادتر بود دست چین كردند و بعنوان زنان مدافع اسلام و مخالف مجاهدین و كمونیست‌ها فرستادند مقابل دانشگاه تهران و هر متینگ و سخنرانی كه تهران برپا می‌شد. سرپرستی آنها را زنی بنام “زهراخانم” برعهده‌داشت كه چادر به كمر می‌بست و به دختران و زنانی كه بحث سیاسی می‌كردند حمله می‌كرد و حتی بعدها اطرافیان و همكارانش با چاقو به دخترها حمله می‌كردند. فیلسوف فاحشه‌ها بود، چون می‌توانست چند كلمه‌ای در باره قرآن و بدی كمونیسم حرف بزند. از جمله این كه در كمونیسم زنان اشتراكی‌اند! از میان همین زنان، عده‌ای كه جوان‌تر بودند برای نگهبانی‌ زندان‌ها انتخاب شدند و تعلیم دیدند و از جمع آنها، قوی ترینشان به شكنجه‌گران زندان زنان تبدیل شدند. به آن ها گفته شده بود اگر شلاق بزنید و كمونیست‌ها را شكنجه كنید، گناهانتان پاك شده و به بهشت خواهید رفت .آن ها كه طرح جمع آوری كودكان خیابانی و انتقال آنها به پادگان‌های ویژه مقاومت شهری را اجرا می‌كنند تا پس از اندكی آموزش مذهبی‌به گاردهای محافظ ولایت در خیابان‌ها تبدیل شوند، این تجربه را پشت سر دارند؛ گرچه مانند “احمدی نژاد” شهردار حزب اللهی تهران نقش آفرین خانه ثابت پاسال نبوده باشند. نقش آفرینان آن دوران امثال حجت الاسلام غفاری بودند كه حالا صاحب كارخانه جوراب زنانه “استارلایت” است. نقش هژبر یزدانی‌ها را هم موتلفه اسلامی‌برعهده گرفته است و بجای اداره و سلطه بر قصاب خانه تهران، یك كشور را به قصاب خانه تبدیل كرده است. خیابان جمشید حالا شده سایت اینترنتی “صیغه” و درحاشیه همه خیابان‌های تهران، اتومبیل‌ها خیابان جمشید را جستجو می‌كنند. شاید “فاطمه قائم مقامی” هم برای دورانی نقش ملكه اعتضادی را در جمهوری اسلامی‌داشت. همان خانمی‌كه معشوقه علی فلاحیان بود و به دستور او توسط یكی از ایادی فلاحیان بنام “سنجری” در اتومبیلش با اسلحه كمری مجهز به صدا خفه كن ترور شد تا رابطه‌ها كور شود.خیابان جمشید را خلخالی با ساده لوحی آلوده به قساوت بجای قضاوت ویران كرد تا فساد و فحشا در ایران ریشه كن شود. یا ندانسته پیشانی خاك را بوسید و یا سرانجام فهمید فساد و فحشا و اختلاس و هر سقوط اخلاقی دیگری در جامعه از دل حاكمیت و نابرابری در آن جامعه بیرون می‌آید. “ماهی از سر گنده گردد، نی زدم” فساد و تباهی اخلاقی امروز جامعه ایران بازتاب همین فساد در حاكمیت است جامعه آینه حاكمیت است. این فساد و فحشا و سقوط اخلاقی بارها و بارها فراتر از دوران پیش از انقلاب است.

وضعیت روسپیگری بعد از انقلاب:[5]١



1.اتصال روسپیگری در اوایل انقلاب به دوران گذشته ی  قلعه ی  شهر نوبر می گردد.شهر نو در دو مرحله در زمان انقلاب تخریب شد مرحله ی  اول در سال ٥٨ بوده که ١٤ هکتار و مرحله ی  دوم در سال ٦٧ به وسعت ٤٠ هکتار که در این میان تعدادی به حبس های کوتاه مدت و میان مدت محکوم و ٨ نفر ( ٤مرد و ٤ زن)  که زن ها در شفق و مردها در شورآباد به دار آویخته شدند.

وضعیت زنانی که بعد از انقلاب به روسپیگری مشغول شده اند.٢

وجود و اشاعه ی  روسپیگری در دوران گذشته پدید ه ای فرهنگی  اقتصادی و اجتماعی بود  لیکن امروز علاوه بر علل قبلی  فقر، بیکاری و تورم بر آن دامن زده و می توان گفت که روسپیگری در حال حاضر پدیده ای اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی است، به عبارت دیگر می توان گفت مشکلات اقتصادی

مقدم بر سایر مسائل است، امروز تعدادی از روسپیان زنانِ شوهرداری هستند که به علت فقر، دامن خویش را آلوده کرده اند.

زنان روسپی از سال ٥٧ به بعد به دو دسته ی  سنی قابل تقسیم اند..٣

١/ ٣. زنان روسپی زیر ٣٠ سال

١/ ٣. زنان روسپی بالای ٣٠ سال

زنان روسپی زیر ٣٠ سال در سال ٥٧ ٧یا ٨ ساله بوده اند و قطعا روسپی نبوده اند متاسفانه در وضع موجود روسپیانی مشاهده شده اند که سن آنها حدود ١٥ سال می باشد.

اما روسپیان بالای ٣٠ سال، گروهی هستند که برخی از ایشان روسپیان دوران گذشته هستند و برخی نیز در دوران انقلاب روسپی شده اند.

٤. طبقه بندی زنان روسپی از نظر اجتماعی

زنان روسپی از نظر دسته بندی موقعیت اجتماعی و خانوادگی به گروه های  زیر قابل تقسیم اند :

١/ ٤. زنان روسپی بی خانمان

٢/ ٤. زنان روسپی مطَلقه یا متارکه کرده

٣/ ٤. زنان روسپی دارای خانواده

زنان روسپی بی خانمان، این دسته از زنان یا از روسپیان دوران گذشته اند و یا به عللی اقوام و خانواده ی  خویش را از دست داده اند اغلب آنها سنی بالای ٣٥ سال دارند و از مهمترین عللی که می توان پیرامون ایشان برشمرد عبارتند از اعتیاد زن ، اعتیاد شوهر در گذشته و منحرف نمودن وی ، از

دست دادن والدین و شوهر، طرد از خانواده به علت مسائل اجتماعی.

زنان روسپی طلاق یا متارکه

این دسته از زنان که در بین آن ها زنان جوان هم به وفور مشاهده می شود اغلب مطلقه هستند و یا خانه و کاشانه را ترک کرده اند و در جامعه دچارمشکلی شده اند که قادر به بازگشت به خانواده نمی باشند و خانواده آنها را نمی پذیرد بیکاری و سایر مشکلات اجتماعی و نیاز به رفع مشکلات فردی باعث

انحراف و ادامه ی  فعالیت روسپیگری شده اند.

زنانِ روسپی دارای خانواده

این دسته از زنان که متاسفانه تعداشان کم نیست به علل زیر به جرگه ی  روسپیان پیوسته اند

 اعتیاد شوهر یاخودش، فقر و بیکاری شوهر،

تورم بیش از حد که تاثیر بسیار عمیقی در اقتصاد خانواده گذاشته است



تقسیم بندی روسپیان از نظر درآمد  ٦.

1/ ٦. روسپیان با درآمد کم

٢/ ٦. روسپیان با درآمد متوسط

٣/ ٦. روسپیان با درآمد زیاد

روسپیان با درآمد کم : روسپیانی هستند که ظاهری ناخوش آیند دارند، سن ایشان بالا است و مشتریان کمتری دارند، این افراد در حد بخور و نمیرپول به دست می آورند، درآمد ایشان بیشتر خرج اعتیاد می شود . اما نکته ی  قابلِ ذکر این که این دسته از روسپیان بدون مشتری نیستند ، اغلب ایشان بیمار

و حتی در بین این افراد ایدز هم مشاهده شده است.

روسپیان با درآمد متوسط : این دسته از روسپیان اغلب زنان خانه دار و شوهردار می باشند که گاهی بدون اطلاع شوهر دست به عمل فحشا می زنند تا پولی کسب کنند تا چرخ اقتصاد خانواده را بچرخانند و گاهی هم با اطلاع شوهر دست به اعمال منافی عفت می زنند و متاسفانه در برخی موارد

شوهر وی را وادار به روسپیگری می نماید و فعالیت این گروه بیشتر ناشی از اعتیاد شوهران است.

روسپیان با درآمد بالا : این دسته از روسپیان جز روسپیان خیابانی و تلفنی هستند، اغلب آنها جوان و زیبا هستند و تشکیلات آنها در حال شکل گیری است محلی برای این کار دارند، خانم رئیس دارند، بیا دارند، و حتی رفیق شخصی که رفته رفته می رود تا مفهوم باج خوار به خود بگیرد

اطلاعات کسب شده نمایانگر آن است که ای نگونه زنان برای هر بار مراجعه بین ٥٠ الی ٣٠ هزار تومان دریافت می نمایند که قسمت اعظم آن را سردسته یا قواد برای خود نگه می دارد.

دو دسته ی  اول به علت مراجعات کمتر به آن ها، درآمد کمتری دارند که آن هم برای امرار معاش خواهد بود لیکن دسته ی  سوم درآمد بالایی دارند ولی علت وجود پاره فرهنگ روسپیگری که به آن اشاره شد این گونه زنان زندگی را از منظر  (( دمی را خوش باش))  می بینند، و مال اندیشی ر ا از دست می دهند بنابراین پول های به دست آمده را به راحتی از دست می دهند برای دوستان خود هدیه می خرند و بالاخره قادر نیستند از درآمد خویش پس انداز نمایند

آنها به محض بیماری دچار مشکل مالی می شوند و این مساله در دوران گذشته نیز وجود داشت  زنان روسپی در قلعه ی  شهرنو در دوره ی  عادت ماهیانه اغلب بی پول بودند و از سردسته یا نزول خورها پول قرض می گرفتند.

نظریه های جامعه شناسان:

[6]برانیسلاو مالینوفسکی، انسان شناس شهیر و بنیان گذار نظریه ی  کارکردگرایی، فرهنگ را پاسخ سازمان یافته به نیازهای زیستی انسان میداند چراکه به نظر او انسان بیش از هر چیز یک موجودیت زیستی است و فرهنگ هم در پاسخ به این نیازهای زیستی مفهوم می یابد نه نیازهای اجتماعی و بر این اساس کارکرد هم در سطح رفتار انسانی معنی یافته و به طور ساده عبارت است از ارضای یک کشش ارگانیک و تحقق عملی آن کشش(۱). از جمله ی  این نیازهای اساسی زیستی، نیاز جنسی است که انسان برای برآورده کردن این نیاز نهاد مرتبط با آن یعنی نهاد خانواده، خویشاوندی و ازدواج را به وجود آورده است و این نهاد در همه ی  جوامع انسانی وجود دارد و وجود اشکال مختلف آن دلیل بر جهان شمول نبودن آن نیست.

از آن جا که دوام یک جامعه بدون برآورده کردن نیازهای اعضای آن جامعه امکان پذیر نیست(۳)، جامعه در تلاش دائمی است تا به هر نحوی به این نیازها پاسخ گوید. حال اگر برخی نهادهای جامعه در انجام وظیفه ی  خود موفق نباشند یعنی کارکرد مناسبی از خود بروز ندهند، نهادهای دیگری با کارکرد مناسب پاسخ گویی به آن نیاز خاص به وجود می آیند .در جامعه ای که نهاد خانواده و خویشاوندی توانایی پاسخ گویی به نیاز جنسی همه ی  اعضای خود را نداشته باشد، افراد آن جامعه از روش های دیگری برای ارضای آن نیازها استفاده می کنند. در این حالت ما با پدیده ی  خودفروشی و فحشا به عنوان یک نهاد جایگزین و دارای کارکرد مثبت روبه رو می شویم که برای برخی از اعضای جامعه که به دلایل مختلف توانایی برطرف کردن نیاز خود را از طریق نهاد رسمی و مورد قبول جامعه ندارد، مورد استفاده قرار میگیرد.

در تحلیل کارکردی(فونکسیونی)، پدیدارهای اجتماعی در رابطه با نتایج آنها در کل نظام اجتماعی تجزیه و تحلیل میشود(۳). در این جا با پدیده ی  خودفروشی به عنوان یک پدیده ی  واقع در جهان خارج و یک واقعیت اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته تا کارکردهای مثبت و منفی و همچنین آشکار و پنهان آن بررسی شود. از آن جا که  خودفروشی نهادی به وجود آمده در پاسخ به نیازی زیستی است(به فرض صحّت)، پس دارای ضرورت کارکردی است؛ چراکه اجزای متشکل یک نظام اجتماعی آن چنان به یک دیگر وابسته اند که آثار و نتایج حاصله از هر یک از آنها به ضرورت باعث دوام و بقای کل جامعه می شود.

: فمینیسم‌ و روسپیگری[7]

اوایـل قـرن 18 مـری ولستـون‌ كـرافـت فمینیسـت انگلـیسی فحشـای خیـابـانی را محترمـانه‌تـر از ازدواج ‌دانستـه و ازدواج را «فحشـای قـانونی» می‌نامـد.

حدود یك قرن بعد سوسیال فمینیست آمریكایی اِما گلدمن در  مورد مفهوم روسپیگری ابراز داشت: « سوال فقط در مورد درجه و سطحی است كه یك زن، خود را به یك مرد یا به تعداد زیادی مرد می‌فروشد ـ چه در داخل یا خارج از ازدواج».

مبارزه فمینیسم با تحقیر روسپیان از قرن 19 آغاز شد. گیل فِترسون از طرفداران حق روسپیگری در مقاله خود تحت عنوان «تاریخ تكرار نمی‌شود» نظریه ژوزفین باتلر تندرو انگلیسی قرن 19 را این گونه منعكس میكند«:… در سال 1897 باتلر به همكاران سیاسی خود هشدار می‌داد كه … مراقب كارگران عفیف باشید، چرا كه آن‌‌‌ها پذیرا و موافق هر اندازه جبر، فشار و رفتار تحقیرآمیز برای همنوعان خود هستند، زیرا با‌ زور می‌توان بشر را وادار به اخلاقی بودن نمود».

فمینیسم وجودگرا   

فمینیسم وجودگرا از مكتب فكری سیمون دبوار و با شعار«زن همیشه فاقد قدرت نیست و نیازی به وابستگی به رابطه‌ی زن ـ مرد ندارد» آغاز شد. او معتقد است: «فحشا راهی برای رهایی از وابستگی زنان به مردان است، به گونه‌ای كه قربانی نمی شوند، بلكه دارای قدرت هم خواهند شد»

در این دیدگاه وضعیت مطلوب، برابری حقوق و آزادی دو جنس است، ولی روسپیگری تا زمان تحقق آن می تواند نوعی آزادی آنی، مثبت و مطلوب را برای زن همراه داشته باشد. دبوار معتقد است كه زنان این توانایی و ظرفیت را دارند كه قدرت درونی خود را به معنای یك روح زنانگی به جای قدرت رقابت زن با مرد (كه توهمی بیش نیست) بشناسند. وی هم چنین ابزارهای اقتصادی را راه نجات زنانی می داند كه در اثر نابرابری بین دو جنس تحت ظلم واقع شده‌اند.

كارول پیتمن از طرفداران این رویكرد در مورد نقش زن به عنوان یك فاحشه می‌نویسد: «ممكن است مرد تصور نماید كه مالك زن است، ولی تعلقات جنسی او نوعی توهم است، زیرا این زن است كه صاحب مرد است… زن تصاحب نشده است، زیرا به او پول پرداخت شده است. این تعبیر بهتر از نظریه‌ی تلخ‌ ماركسیسم است كه این‌گونه اشتغال را نوعی بهره‌كشی ظالمانه می‌بیند. فاحشه یك قربانی مظلوم نیست،« بلكه خمیر مایه‌ی زن آزاد شده است».

فمینیسم‌ لیبرال

فمینیسم‌ لیبرال فحشا را مانند انعقاد نوعی قرارداد در زمینه‌ی دادوستد و معامله شخصی می ‌داند. زن برای ورود به چنین معامله‌ای آزاد است، برخلاف رادیكال‌‌‌‌ها كه این رابطه را بیشتر از آن كه علاقه به شخصیت وی باشد، بهره‌كشی شخصی از خدمات زن می ‌دانند؛ لیبرال‌‌‌‌ها معتقدند هرگاه فردی نیاز به خدمات تخصصی همچون پزشكی، لوله‌كشی و مكانیكی داشته باشد، برای او مهم نیست كه چه كسی آن كار تخصصی را انجام می‌دهد، بلكه صرفاً نیاز به خدمات او مهم است.

كارول پیتمن در كتاب خود با ‌عنوان «قرارداد جنسی» می‌نویسد: «فاحشه یك كارگر مزدبگیر نیست، بلكه طرف قراردادی مستقل است كه بنابه میل خود می‌تواند معامله را قطع كرده یا ادامه دهد و طرف قرارداد هم یك مشتری مرد است نه یك كارفرما»

فمینیست‌‌‌‌های لیبرال معتقدند كه حقوق شخصی نسبت به مصالح اجتماعی ارجح می باشد. مبنای ایدئولوژیكی آنان نظرات سیاسی، جان‌استوارت میل است: «دولت باید خود را از امور شخصی شهروندان كنار بكشد»

بخشی از تئوری فمینیسم لیبرال‌ به اگزیستانسیالیسم شباهت دارد، به این معنا كه لیبرال‌‌‌‌ها نقش‌‌‌‌های جنسیتی را تبعیض علیه زنان دانسته و آنان را به رهایی از این نقش‌‌‌‌های ظالمانه توصیه می‌كنند، اگزیستانسیالیست‌ها در جستجوی آزادی و برابری حقوقی زن و مرد می باشند، البته با این تفاوت كه لیبرال‌‌‌‌ها حق انتخاب روسپیگری ها را حقی سیاسی و درونی می‌دانند (البته درونی بودن به معنای اخلاقی بودن نیست) ولی فمینیست‌‌‌‌های وجودگرا انتخاب روسپی را اقتدار اقتصادی می ‌دانند

نظر لیبرال‌‌‌‌ها در مورد فحشا شامل چند سطح است: «لیبرال‌‌‌‌های سنتی» با شعار «بدن زن، حق زن است» طرفدار حق فحشا هستند و فحشا را «جنایت بدون قربانی» می‌دانند كه عاملان آن همه بزرگسال، عاقل و بالغ هستند. به اعتقاد آنها تلاش‌‌‌ علیه روسپیگری به دلیل صدمه به حساسیت‌‌‌های اخلاقی فرد سوم (یعنی ناظر) است و بدین جهت نیز فعالیتی جنایت‌آمیز شمرده می‌شود. این گروه جامعه را به بردباری و تحمل روسپی ها توصیه می كنند.

دفاع فمینیست‌‌‌‌های لیبرال از فحشا به عنوان شاخه‌ای از حقوق بزرگسالان، همراه با آزادی و اختیار برای انجام هر نوع عمل جنسی، برمبنای اصل «مالكیت خود» استوار است. از نظر این گروه، فحشا برعكس تجاوز است كه در آن بدن زن بدون اجازه او به كار گرفته می شود. در فحشا، یك زن برای برقراری ارتباط جنسی كاملاً آزادانه عمل می كند و حتی در بعضی مواقع خود او آغازگر است. به اعتقاد لیبرال‌‌‌‌ها اگر جامعه به حق «نه» گفتن یك زن در برقراری ارتباط جنسی احترام می‌گذارد، همین جامعه باید به حق او برای گفتن «بله» هم احترام بگذارد. البته بین فحشا و ارتباط جنسی «با اختیار» تفاوت وجود دارد. فحشا صرفاً تبادل خواسته‌‌‌‌های جنسی نیست، بلكه معامله‌ اقتصادی و مالی نیز هست.

فمینیست‌‌‌‌های لیبرال همچنین با دید فردگرایانه، از بازار آزاد دفاع می كنند و فحشا را مخلوطی از رابطه جنسی و بازار آزاد می ‌دانند كه هر دو برای جامعه‌ی سرمایه‌داری امتیاز به حساب می‌آید، لذا محكومیت هر یك به مفهوم طرد دیگری است. در چنین شرایط اجتماعی، فرد می‌تواند غریزه‌ی جنسی‌ خود را كنترل كند، به این معنا كه زنان روسپی تعیین‌كننده‌ی قیمت، زمان و محیط تبادل جنسی هستند. از نظر فمینیست‌‌‌‌های لیبرال در واقع یك فاحشه، قربانی مردان نیست، بلكه فاتح آنان است

لیبرال‌‌‌‌ها مشكل اساسی روسپیگری را در استاندارد‌‌‌های دوگانه جامعه می ‌دانند و معتقدند نگرش به زنان روسپی به عنوان شهروند دست دوم بیشتر انعكاسی از دیدگاهی استعمارگونه است، زیرا از یك طرف جامعه به زنان می گوید «ازدواج كنید» تا بتوانید همه چیز را از مردان بگیرید و از طرف دیگر تبلیغات، رابطه‌ی جنسی را به عنوان یك تجارت و خرید و فروش و ابزار مبادله ترویج می‌كند، بنابراین قوانین علیه فحشا با این دیدگاه اجتماعی تعارض دارد.

در موضع‌گیری لیبرال‌‌‌‌ها هیچ نوع پناه امنیتی برای روسپی‌‌‌‌ها پیش‌بینی نشده است و چه ‌بسا بسیاری از آن‌‌‌ها تحت عنوان اصل «آزادی‌خواهی» با مشكلات ناشی از روسپیگری روبرو شوند. به نظر می ‌رسد لیبرال‌‌‌‌ها می‌خواهند از زیر بار مسئولیت آنچه پدیده روسپیگری به زنان وارد می كند، شانه خالی كنند، با این ادعا كه آن‌‌‌ها روسپیگری را تشویق و توصیه نمی كنند و صرف یك انتخاب و حق ذاتی می بینند.

فمینیسم ماركسیست

 فمینیسم ماركسیسم ، پیرو تئوری كارل ماركس، بیشتر به موضوعات اجتماعی توجه می‌نماید. مطابق این نظریه، فمینیست ماركسیست‌‌‌‌ها به هر عمل سیاسی یا اجتماعی كه نوعی بهره‌وری، برده‌داری و ظلم به زنان است و به نفع نیروی كار مردان می باشد، معترض هستند و فحشا را عملی می ‌دانند كه به دلیل پرداخت دستمزد به شخص روسپی، نوعی فساد و بهره‌كشی محسوب می‌شود. ماركس هم در این مورد اذعان می ‌دارد: «روسپی‌گری تنها تجلی خاصی از فحشای عمومی كارگران است»

به نظر فمینیست‌‌ ماركسیست‌ها فحشا در ارتباط با سیاست‌‌‌های جهانی، كاری نادرست است، روسپی ها ممكن است تصور كنند كه آزاد هستند، ولی در صحنه‌ی بزرگ‌ تر و واقعی اقتصاد و فرهنگ، آن‌‌‌ها كارگران تحت ظلمی هستند كه با برنامه‌ی نظام سرمایه‌داری یعنی بهره‌كشی از انسان به كار اجباری وادار شده‌اند، البته «پیتمن» دركتاب «قرارداد جنسی»، روسپی ها را كارگران مزدبگیر ندانسته است،‌ بلكه دو طرف مستقل یك قرارداد می‌شناسد. از نظر وی، اعتراض برخی افراد به تحقیر و صدمه روسپی ها به وسیله تجارت و جابجایی به این دلیل است كه كالای مورد معامله را نمی‌شناسند. «حقیقت این است كه بدن یا وجود فاحشه در بازار عرضه نمی‌شود، بلكه وی برای عرضه‌ی خدماتی كه مایل است، آزاد است قرارداد منعقد كند»

در این راستا رابرت نوزیك فیلسوف ماركسیست معتقد است: «این حق مردم است كه نسبت به آنچه به آن‌‌‌ها ضرر می‌رساند آزادانه فكر كنند، به علاوه هركس (مرد یا زن) حق دارد وجود خود را حتی برای برده‌داری تسلیم كند»

البته اشتراكاتی در نظریه‌های، فمینیسم ماركسیست و فمینیسم رادیكال (تندرو) وجود دارد كه سیمون ویلدر نقد هر یك چنین می‌نویسد:‌ انسان در نظام سرمایه‌داری تدریجاً از خصوصیات معنوی زندگی دور شده و جزئی از یك ماشین می‌شود، لذا نگاه به روسپیان به‌دلیل حذف خصوصیات روانی و مكانیكی مناسب نیست.

وی در انتقاد به مكتب ماركسیسم می نویسد: «این دیدگاه نه تنها در تئوری، بلكه در عمل هم دچار نقصان است. این وضعیت در توصیف مكانیزم‌‌‌‌های رشد اقتصادی نیز صدق می‌كند. هدف اصلی ماركسیسم توزیع كار است كه شباهت زیادی به نظام سرمایه‌داری دارد. فمینیست‌‌ ماركسیست‌ها اساس معیار‌‌‌های خوب و بد اخلاقی را برپایه‌ی فساد در سیستم پرداخت دستمزد كارگر می ‌دانند كه خود تجلی تمایز طبقاتی است. آن‌‌‌ها معتقدند دریافت دستمزد شكلی از ظلم است كه خیلی روشن و علنی كارگران را به دلیل محرومیت از دانش و مهارت به بردگی‌كشانده و به هیچ می ‌رساند»»

فمینیسم اجتماعی

فمینیسم اجتماعی ظاهراً همان خصوصیات و ویژگی‌‌‌های فمینیسم ماركسیسم را دارد، با این تفاوت كه به جای پذیرش اقتصاد جبرگرایانه به عنوان منبع اولیه در ایجاد ظلم، شرایط اجتماعی ـ روانی را مبنای ظلم می‌داند نگرانی این گروه برای زنان فراتر از موضوع سیاست است و بیشتر به مردم توجه می‌كنند تا منافع اقتصادی.

از نظر فمینیست سوسیالیست‌ها، یك فاحشه، قربانی فساد جامعه‌ای است كه در آن تبعیض و فاصله‌ی طبقاتی وجود دارد. ظلم طبقاتی در جامعه‌ی مادی گرا به شكل تحقیر و قرار دادن انسان‌‌‌ها در یك طبقه خاص روی می ‌دهد. آن‌‌‌ها مردم را جزئی از یك سیستم تصور می كنند كه به آسانی می‌توان جایگاه آنان را تعویض‌ نمود. هیچكدام از دو مكتب سوسیالیست و ماركسیست فحشا را توصیه نمی‌كنند، هرچند درمان و راه‌حل قانونی هم برای محو آن ارائه نمی ‌دهند. آن‌‌‌ها معتقدند كه علت فحشا در ساختار یك جامعه قرار دارد، لذا پاسخ آن نیز باید در بستر اجتماعی همان جامعه جستجو شود.

فمینیسم رادیكال

فمینیسم رادیكال این گروه معترض به روسپیگری بوده و آن را موجب تحقیر زنان و افزایش قدرت سیاسی جنس مذكر می‌داند.‌ به طور مثال بیان می‌شود كه «ظلم به زنان اصولی‌ترین و اساسی ترین نوع ظلم می‌باشد و الگویی برای سایر انواع مظالم است»

در این نگرش، فرد روسپی قدرت انتخاب ندارد، بلكه قربانی جبری مستقیم و زیركانه است، زیرا ظلم به گونه‌ای در تفكر انسان‌‌‌ها جای گرفته است كه با تغییر ساختار جامعه، به تنهایی نمی‌توان آن را از بین برد، بلكه باید دیدگاه مردان تغییر یابد تا برابری در «قدرت» بین زن و مرد ایجاد شود. این گروه همانند فمینیست‌‌‌ سوسیالیست‌‌ها و ماركسیست‌ها معتقدند در صورت احراز برابری زن و مرد و اصلاح ساختار جامعه، روسپیگری دیگر جایگاهی در جامعه نخواهد داشت. «اصول‌ نگرش رادیكال‌‌‌‌ها و لیبرال‌‌‌‌ها در بخش‌‌‌‌های خاصی از مبانی، كاملاً مغایر یكدیگر است. بدین معنا كه تفكر فمینیست لیبرال‌ها به دلیل تأكید بر دو محور عاطفی و سیاسی منطقی‌تر به نظر می‌آید، درحالی‌كه روش فمینیست‌‌‌ رادیكال‌ها دارای فلسفه و عملكرد متصل و جدایی‌ناپذیر است. البته این مسئله قابل درك است، زیرا آن‌‌‌ها به جای چالش عالمانه و تخصصی، بر بیداری فرهنگی گسترده‌ای تأكید دارند»

این گروه بین تجاوز و روسپیگری تفاوتی قائل نیستند و فحشا را معامله‌ای خصوصی و بدون ضرر نمی دانند، بلكه معتقدند كه: «فحشا موجب تشدید و استحكام و عادی‌شدن «تحقیر» و «بهره‌كشی» نسبت به زنان می شود»

به نظر آنان «فحشای زنانه، ظالمانه است، ولی نه از این جهت كه عاملین آن از نگاه جامعه در رنج هستند، بلكه به دلیل اینكه حرفه‌ای سازمان یافته است و در جامعه باور یكسانی را برای ظلم و تحقیر علیه زنان در تمام حیطه‌های زندگی رواج می ‌دهد»

رادیكال‌‌‌‌ها این عوارض را حاصل دو تصور رویایی در مردان می‌دانند كه طی روندی تاریخی در موضوع جنسیت مردانه شكل گرفته است، اول آن كه مردان بیش از زنان به ارتباط جنسی نیاز دارند و دوم آن كه، مردان از نظر ژنتیكی جنس قوی‌تری هستند، لذا در روابط خود با زنان حاكمیت با آنان استر  آلیسون جاگر مبنای فمینیسم تندرو را این گونه تعریف می‌كند: «تقریباً در تمامی ارتباطات زن و مرد نوعی توهم جنسی وجود دارد و اصولاً این گونه روابط برای تثبیت و تشدید حاكمیت جنسی مردان طراحی شده است»

 مورگان می گوید : “روسپی گری مانند سایه ی  سیاهی که روی خانواده افتاده باشد، بشریت را

تا تمدنش هم دنبال می کند”.

[2]پل جی. گلدشتاین، روسپیگری را بر اساس پایبندی شغلی و زمینه ی  شغلی طبقه بندی کرده است. پایبندی به معنای فراوانی مبادرت یک زن به روسپیگری است. بسیاری از زنان به طورِ موقت روسپیگری می کنند، و پیش از رها کردن روسپیگری برای مدتی طولانی یا برای همیشه، چندباری خودفروشی می کنند. “روسپیان گاه به گاه” کسانی هستند که غالبا اما نه مرتبا،ً رابطه ی  جنسی در ازای پول را می پذیرند تا به درآمد خود بیفزایند بعضی هم به صورت مداوم روسپیگری می کنند و درآمد اصلیِ آنها از همین راه تامین می شود. زمینه ی  شغلی به معنای نوع محیط کار و فرایند تعاملی است که یک زن درگیر آن می شود. روسپیِ “خیابانی” در خیابان ها دنبال مشتری می گردد. “دخترانِ تلفنی” مشتریان خود را از طریق تلفن پیدا می کنند، ممکن است مردان به خانه آنها بیایند و یا آنها به خانه مردان بروند. “روسپیِ مقیم” زنی است که در یک باشگاه خصوصی یا عشرتکده کار می کند. “روسپیِ ماساژگر” در جایی که ظاهرا فقط ماساژ و سایر تفریحات و امکانات سالم و مشروع را ارائه می دهد، به عرضه ی  خدمات جنسی می پردازد. زنان زیادی هم هستند که در ازای خدمات جنسیِ خود معامله ی  پایاپای می کنند  به جای پول کالا یا خدمات دیگری دریافت می کنند. اکثر دختران تلفنی مورد مطالعه ی  گلدشتاین روسپیان پایاپای بودند؛ رابطه ی  جنسی در ازای تلویزیون، تعمیر اتومبیل یا لوازم برقی، پوشاک و یا خدمات حقوقی و دندانپزشکی.





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ