تبلیغات
آذربایجان،آنا وطن - نگاهی به مسئله روسپیگری در ایران(قسمت 3)
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

آذربایجان،آنا وطن
 
qaflansəsi- قافلان سسی به علت تغییر آى پى صحفه اول وبلاگ توسط مخابراط دسترسى حتى با فیلتر شكن ممكن نیست،براى

به وبلاگ من خوش آمدید
 
تحقیق های صورت گرفته در مورد روسپیگری در ایران تا به امروز:

[8]کمتر از انگشتان یک دست پژوهش میدانی در این مورد صورت گرفته است که به زعم کارشناسان مهم ترین دلایل آن عبارتند از، دشواری تحقیق در این موضوع به دلیل ویژگی های خاص این حرفه و دوم، تمایل نداشتن نهادهای حکومتی برای طرح و یا حمایت از چنین موضوعاتی .

اما با این وجود اخیرا سعید مدنی یکی از صاحب نظران عرصه ی  مسائلِ اجتماعی ایران با اتمام یک تحقیق میدانی گسترده تغیرات گسترد ه ای را دربین جامعه ی  تن فروشان شهر تهران چه از باب جمعیت و چه سن و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی نشان داد .البته تحقیقات آقای توریکیان در سال 1357 و آقای دکتر صدیق سروستانی در سال 1372 را نباید نادیده گرفت. مطالعه ی  سرکار خانم دکتر فرمانفرمائیان هنوز پس از 40 سال آموز ه های خوبی در اختیار پژوهش گران قرار می دهد.

شاید به این خاطر است که تحقیقات بعد از انقلاب بیشتر متمرکز روی نمونه های حاضر درویژگی های فردی و خانوادگی این زنان تفاوت های چشمگیری با گذشته پیدا کرده است. میانگین سنشان کاهش یافته و گروه های جوان تری وارد این حرفه شد ه اند. در سال 1347 یافته ها از میانگین سنی 31 سال زنان روسپی خبر می داد اما تحقیق سال 1387 به میانگین 27 – 26 سال دست پیدا کرد.

میانگین مدت تن فروشی در تهران 5 سال است که با این حساب باید از میانگینِ سنِ شروع 22 – 21سالگی برای شروع سخن گفت برخلاف دهه ی  40 که عمده ی  زنان تن فروش کسانی بودند که پس از شکست در ازدواج به این حرفه کشیده می شدند، در حالِ حاضر با حضور نسبت قابل توجه دختران مجرد و زنان متاهل در بین زنان تن فروش مواجه هستیم. سال 1347 خانم فرمانفرمائیان اشاره دارد       که 90 درصد زنان تن فروش بی سواد و یا کم سواد هستند.بیش  از 90 درصد زنان تن فروش در حالِ حاضر با سواد هستند وما با زنانی مواجه شدیم که از تحصیلات دانشگاهی نیز برخوردار بودند، حتی بالاتر از کارشناسی هم در میان ایشان بود. جالب اینکه این جابجایی سرعت بالایی هم داشته و البته هم راستا با تغییرات سواد در سطح کلی جامعه است. نکته ی  دیگری که جای تامل دارد این است که حدود 70 درصد زنان مورد بررسی در این پژوهش یا در تهران متولد شده اند و یا اینکه مدت زیادی است که در تهران زندگی می کنند. این روند نیز تقریبا عکسِ نتایج سال 1347و پژوهش خانم فرمانفرما است در آن دوره اکثریت زنانِ تن فروش کسانی بودند که به تهران مهاجرت کرده بودند.مطالعات متعددی نشان داده است که کودکانِ دختر که در خانواده مورد آزار جنسی قرار می گیرند در بزرگسالی

تمایلِ بیشتری به تن فروشی پیدا می کنند. در مطالعه ی 1387نیز 30 درصد زنان تایید کردند که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند در یک بررسی مشابه هم 48 درصد این زنان از کمبود محبت در خانواد ه های خود شکایت داشتندبخش بزرگی از این زنان برای گریز از نابرابری تن به این کار می دهند. یعنی همان طور که اشاره شد از یک سو این گروه زنان از وضع خود ناراضی هستند و از سوی دیگر راه های متعارف و قانونی برای دست یابی به یک زندگی بهتر در برابر آنان وجود ندارد. مثلاً تمایل به ادامه ی  تحصیل دارند و موفق به ورود به دانشگا ه های دولتی هم نشد ه اند لذا برای تامین هزینه ی  دانشگاه غیر دولتی تن فروشی می کنند. نقش فاصله ی  طبقاتی اتفاقا در این گروه از هر گروه دیگری ملموس تر است. اصولا زنان روسپی را به سه دسته می توان تقسیم کرد،روسپیان

جنوب شهری که بیشتر به خاطر رفع نیازهای اصلی و یا حتی تنها جایی برای خوابیدن این کار را انجام می دهند، روسپیان بالای شهری یا به قول

سیمون دوبوار زنان تن فروش متشخص که قدرت تعیین شرایط مثلِ میزان دستمزد و نوع مشتری را در اختیار دارند و روسپیان میانه که تقریبا حد وسط

قرار دارند. حال به فاصله ی  دو دسته ی  اول توجه کنید، در صورتی که دسته ی  اول ناگزیر است در هر شرایطی کار کند و حتی در برخی از روزها چندین رابطه

برقرار کند، زنانِ تن فروش متشخص همه ی  ابزارها را در اختیار دارند که مشتری خود را انتخاب کنند، به او بگویند چقدر هزینه کند و حتی به او بگویند نه.

فرهنگ تن فروشی در تهران چندان تفاوتی با فرهنگ عمومی ندارد. بخشی از پروسه ی  جمع آوری اطلاعات 1387 در مطالعه ی  اخیر با ایام محرم مصادف شد و جالب اینکه در همین مدت با کاهشِ شدید فعالیت این زنان در سطح شهر مواجه بودیم. آنها در این مدت کار نمی کردند، آن هایی هم که

کار می کردند می گفتند در صورت اختیار چنین کاری را نمی کردند.آمارها نشان می دهد بیش از 70 درصد این زنان پس از آغازروسپیگری خودارضایی را نیز آغاز می کنند که نشان گر لذت نبردن

از روابط متعدد خود است .

 مطالعه درباره ی  مشتریان بسیار دشوارتر از پژوهش درباره ی  زنانِ تن فروش است، زیرا علاوه بر مخاطرات حقوقی که متوجه آنهاست .از نظر خانوادگی و اجتماعی هم حیثیت آن ها در معرض تهدید قرار می گیرد.

اما در مطالعه ای که انجام شد از زنانِ تن فروش درباره ویژگی های مشتریان خودشان سوال شد که نتایج جالبی به دست آمد.

 مثلاً یک خانم تن فروشِ 38 ساله مشتریان خودش را به شش گروه تقسیم کرد

اول مردانی که از طرف زنان خود تأمین  جنسی  نمی شوند

دوم مردانی که نیازهای جنسی شان فراتر از عقاید همسرشان است

سوم پسرهایی که اولِ سکس بازی شان است و با دوستانی رقم خورده اند که این کار را تشدید می کند.

چهارم و مهم تر از همه مردانی که دارای پول زیاد هستند و نمی دانند چطور پول شان را خرج کنند

پنجم مردانی که خیلی خوشگذران و رفیق باز هستند و با خانواده تفریح و حال نمی کنند

ششم مردانی که در مذهبی بودن فیلم بازی می کنند و زن شان باید طبق الگوی آن ها رفتار کند، بالطبع زنان شان از مد و سکس و جامعه عقب می مانند و مردانِ شان در جای دیگر تخلیه می شوند.

شاید این طبقه بندی دقیق نباشد اما تصویر جامعی از مشتریان ارائه می دهد. در این مطالعه به نظر زنان تن فروش مشتریان بیشتر در گروه سنی 50 -30

سال قرار دارند یعنی میانسالان بیش از نیمی از مشتریان را شامل می شوند، پس از این گروه سنی، جوانان  گروه سنی 29 – 18 سال  قرار دارند.به گفته ی  زنان بیش از نیمی از مشتریان متاهل هستند و اغلب تحصیلات متوسطه و عالی دارند.

[1] در تحقیقی که مسی همتی و کیان کیانی  در سال 1387از 147 زن روسپی که به صورت اتفاقی انتخاب شده که یا مقیم سازمانِ بهزیستی بوده اند یا در خیابان مشغولِ کار و مقایسه ی  پیشینه ی آنان با زن غیرروسپی که آنان نیز به صورت تصادفی انتخاب شدند،نتایج زیر به دست آمد

دو درصد از این زنان، روسپیگری را قبل از 12 سالگی و 62 درصد از 13 تا 20 سالگی و 34 در صد از 21 تا 28 سالگی و تنها 2 درصد بعد از 29سالگی وارد حرفه ی  روسپیگری شدند.

تنها 4/ 7 درصد از زنان عادی در این دوران از نعمت سرپرستی توأم پدر و مادر محروم مانده اند در حالی که 5/ 37 درصد از زنانِ روسپی یعنی بیش از یک سوم آن ها این دوران را بدون حضور مشترک پدر و مادری سپری کردند. خانواد ه های زنان روسپی به نسبت خانواده های زنان عادی،                                                                                                                            طلاق، مرگ و میر والدین، مهاجرت و مسائلِ قانونی را بیشترتجربه کرده اند… یافته های دیگر این تحقیق نشان می دهد در میان خانواد ه های زنانِ روسپی، پدر و مادرهایی که به زندگی زناشویی خود ادامه داده اند نیزمصرف مواد مخدر، بیکاری، مهاجرت برای یافتنِ کار و در کل شرایط اقتصادی نابسامان بیش از گروه زنانِ عادی  دیگر بوده است. پیداست که در چنین شرایطی سوءِ تغذیه و عدم رعایت بهداشت مناسب و در نهایت مرگ و میر زودرس را بیشتر تجربه کرده اند. میزان طلاق در خانواده های زنان روسپی یا مهاجرت برای کار در خانواده های زنان روسپی 8/ 6 درصد و زنانِ عادی 4/ 1 درصد بوده است.

2/ 44 درصد از زنان روسپی یعنی تقریبا نیمی از آنها خود را موجودات کم ارزشی در خانواده می دانند در حالی که این رقم در نزد زنان عادی 4/ 3 درصد است. زنان روسپی به گزینه ی  ”کم” 2/ 44 و به گزینه ی  ”تاحدودی” 6/ 32 درصد اذعان داشتند و تنها 1/ 23 درصد اهمیت و ارزش خود را در خانواده زیاد می دانستند.

5/43   درصد زنان روسپی در زمان زندگی با خانواده، به میزان زیادی کمبود مهر و محبت را احساس کرده اند در حالی که تنها 7/ 2 درصد از زنان عادی با چنین موقعیتی روبرو بوده اند در یافته های دیگر تحقیق نشان داده شده است این زنان بی تابانه در پی کسب مهر و محبت بوده اند و همیشه از

تبعیض رفتاری رنج برده اند.

بر اساس تحقیقات انجام شده در سراسر دنیا یکی دیگر از زمینه های پراهمیت در بررسی زندگی زنان روسپی مطالعه ی  تحریکات احتمالی جنسی دردوره ی  پیش از بلوغ است؛ 5/ 22 درصد از زنان بررسی شده در دوران کودکی قربانی سوء استفاده ی  جنسی بوده اند مهم تر اینکه در 11 درصد موارد این عمل توسط نزدیک ترین و محرم ترین افراد زندگی یعنی پدر، برادر و دایی انجام شده است چنین رویدادی نه تنها قبح برقراری رابطه ی  جنسی غیرمتعارف را درهم می شکند بلکه زمینه را برای دل مشغولی های جنسی زودرس نیز فراهم می آورد؛ سوء استفاده ی  جنسی توسط پدر، برادر، دایی از زنانِ روسپی 11 درصد ودر زنانِ عادی 7/ 0 درصد است؛ این مساله در ارتباط با ناپدری، همسایه، دوستان خانوادگی در زنان روسپی 5/ 11 درصد در زنانِ عادی 7/ 0 درصد و زنان

روسپی که مورد سوء استفاده ی  جنسی در زمانِ کودکی قرار نگرفته اند 5/ 77 درصد و در زنانِ عادی 6/ 98 درصد بوده است. که 68 درصد از این زنان به وسیله ی  دوستان و هم محلی های خود با روسپیگری آشنا شده اند.

8/23درصد از زنانِ روسپی قبل از آغاز به روسپیگری یا معتاد بوده اند یا چندین بار مواد مخدر مصرف کرده اند؛ 5/ 43 درصد از آنها بعد از آغاز به روسپیگری معتاد شده اند و تنها 6/ 32 درصد یعنی قریب به یک سوم هیچ گونه مواد مخدری مصرف نکرده اند. طبیعی است که برای بسیاری از این زنان کسب درآمد برای خرید مواد مخدر برای خود و همسران شان یکی از دغدغه های اساسی زندگی به شمار می آید.

تنها 7/ 0 درصد از زنان روسپی دارای سواد دانشگاهی و 55 / 11 درصد دارای سواد متوسطه اند در حالی که سواد 23 / 78 درصد از این زنان در حد راهنمایی و پایین تر است و بقیه کاملاً بی سوادند. علاوه بر این اکثر این زنان با هیچ گونه مهارت درآمدزایی که بتوانند با آن امرار معاش کنند آشنا نبوده اند.

طبیعی است که چنین وضعیتی به ویژه برای آن دسته از زنانی که هیچ گونه پشتوانه ی  حمایتی نیز ندارند زمینه برای آسیب پذیری فراهم می آورد…

[9]بر اساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده ی  روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود. سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رییس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب، به این نکته اشاره کرد. در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی برگزار می شد رسول زاده با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهرِ تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره کرد

در دهه ی  60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است. او در ادامه گفت : « اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده ی  روسپیگری بیش تر

در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است. » رسول زاده ادامه داد : « پدیده ی  روسپیگری پیش از این در غیر بومی ها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیر بومی برابر شده، بنابراین دیگر نمی توانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم. » به گفته ی  رسول زاده گر چه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود. رییس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده به چالش های موجود در مورد این مساله اشاره کرد و گفت : « اولین

چالش فقدان نظریه ی  جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله ی  بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه ی  جنسی ای ارائه نداد ه اند. » او چالشِ دیگر را جنسیتی کردن مسائلِ جنسی در ایران دانست و گفت : « در بحث انحرا ف ها فقط بر دختران متمرکز می شویم اما وارد بحث پسران و مردان که آن ها هم می توانند عاملِ بسیاری از انحراف ها باشند نمی شویم. » تابو کردن مسائلِ جنسی و آموزشِ جنسی چالشِ سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت : « چالشِ بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست. » حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخشِ دیگری از این آمارها اشاره کردو گفت : «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسران شان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله ی  بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود. » رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائلِ جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده ی  روسپیگری پرداخت و گفت : « اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آن ها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیش گیری داشته باشد. » او ادامه داد : « تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند .در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساسِ امنیت نسبت به دنیای پیرامون اش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید. » او به تحقیق دیگری اشاره کرد و گفت : «نتایج نشان می دهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدید ی  کنجکاوی های جنسی مواجه می شود.

اما از آن جا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سنِ نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد. » به گفته ی   روشن تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرضِ انحرافات قرار می دهد.

این کارشناس به افزایش عزت نفس در کودکان نیز تاکید کرد و گفت : « بسیاری از افراد در معرضِ آسیب، تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبالِ اثبات و ابراز خود در جامعه هستند.
1389/10/معاون وزارت بهداشت از ثبت بیش از 20 هزار بیمار مبتلا به ایدز در وزارت بهداشت خبر داد و سل و ایدز را شایع ترین بیماری‌های عفونی دانست.

 [10] حسن امامی رضوی معاون وزارت بهداشت از ثبت بیش از 20 هزار بیمار مبتلا به ایدز و ویروس اچ آی وی مثبت در وزارت بهداشت در سال 1389 خبر داد .                                                                                                                                                                           

علی مجید پور، متخصص بیماری‌های عفونی ادعا می‌کند که «جمع سالانه هزینه درمان ایدز در ایران رقمی بالغ بر 272 میلیارد و 601 میلیون و 600 هزار تومان خواهد بود. پیش از این عباس صداقت، رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت نیز با بیان اینکه تغییر الگوی انتقال ایدز به ارتباط جنسی در بین جوانان نگران‌کننده است:اعلام کرده بود این روند میتواند همان موج سوم انتقال ایدز باشد. در این میان رحیم سروری، رئیس دانشگاه علوم پزشكی استان زنجان مدعی ست که «آمار تعداد مبتلایان به اچ ‌آی ‌وی و ایدز دقیق نیست و تنها یک چهارم مبتلایان شناسایی شده‌اند براساس آمار‌ها روزانه پنج نفر در ایران به ایدز مبتلا می‌شوند و مقام‌های وزارت بهداشت هشدار داده‌اند در صورت ادامه این روند تا چند سال آینده تعداد مبتلایان به ایدز در ایران پنج برابر خواهد شد.                                                                                                          

عوامل موثر بر روسپیگری زنان در ایران:

 

 

 

لاکاساین می گوید : “بزهکاری یک میکروب اجتماعی است. این میکروب در محیطی که آمادگی[11] پروراندن بزهکار نداشته باشد بروز نکرده و جرمی اتفاق نمی افتد.بدین اعتبار، هر جامعه ای بزهکارانی دارد که شایسته ی  همان جامعه است، زیرا محیط اجتماعی بر اثر عوامل مختلف در فرد اثر کرده و او را به طرف انحراف از هنجارها و ارتکاب جرم می کشاند .جرم خیز شدن یک لایه ی  اجتماع، نشانه ای از تغییرات بنیادی در روش ها و منش های آن لایه است. پدیده ای به نام روسپیگری زنان نشان های از تغییرات در لایه ی  اجتماعی زنان و دختران می باشد که در سنوات اخیر، فرار دختران از خانه و زنان خیابانی رنگ بیشتری به آن داده است.

روسپیگری یا به عبارتی تن فروشی، آسیبی است که جامعه ی  ایران به شکل غریبی با آن دست و پنجه نرم می کند. در دهه ی  هفتاد به دلیل تحولاتی که در عرصه ی  سیاست و اقتصاد پیش آمد مسائل فرهنگی و اجتماعی جایگاه کمتری در بین صاحب نظران و دولت مردان به خود اختصاص داد به طوری که درمورد آسیب های اجتماعی، نه تنها صاحب نظران جامعه شناسی هیچ نمی گفتند بلکه مسئولان ذی ربط نیز سعی می کردند وجود این پدیده را در جامعه ی  ارزش گرای ایرانی فراموش کنند. تا این که در سال 1380 با پرده برداشتن از وقوع قتل های سریالی زنان آسیب دیده در مشهد، بحث “زنان خیابانی” در مطبوعات و حتی صدا و سیما رنگ بیشتری به خود گرفت.

تا آن زمان حتی برای نامیدن این زنان که دچار فساد اخلاقی بودند، واژه ی  دقیق و درست بیان نشده بود. “زنان ویژه” از واژه هایی بود که پس از جریان قتل های عنکبوتی در ادبیات شخصیت های سیاسی نمود پیدا کرد. ” زنان آسیب دیده ” نیز از سوی مسئولان توان بخشی و آسیب های اجتماعی مطرح

شد. و بدین ترتیب توجه به مسائل زنان خیابانی و دختران فراری تا حدودی اهمیت پیدا کرد.در بروز این پدیده اگر ما تمام علل، یعنی علل اقتصادی، اجتماعی و روانی را مورد توجه قرار دهیم با یک نگاه حلقوی و سیستماتیک می توانیم از تاثیر هریک از آنها بر این پدیده سخن به میان آوریم.

نظریه ی  فشار ساختاری، رفتارهای انحرافی را نتیجه ی  فشارهای اجتماع می داند که بعضی از مردم را وادار به کج روی می کند. تعبیر ساده ی  این نظریه دریک ضرب المثل معروف آمده است که فقر باعث جرم می شود، به موجب این ضرب المثل وجود فراوان فقر در یک ساختار اجتماعی فشارهایی را برای بروز انواع خاصی از کج روی فراهم می سازد.

فقر اقتصادی در ایران، یکی از تاریخی ترین علل بروز پدیده ی  ”روسپیگری” است. دکتر توسلی  جامعه شناسی است که این علت را یکی از علل مهم بر می شمارد. دکتر شیخاوندی جامعه شناس در رشته ی  جرم شناسی، با اشاره به معضل بیکاری در ایران فقر را یکی از پیامدهای بیکاری بر می شمارد و چنین بیان می کند که در جامعه ای که شب و روز از بیکاری سخن می گویند، گسترده شدن

این پدیده دور از ذهن نیست. البته گروهی نیز بین افزایش روسپیان یک جامعه با رفاه آن رابطه ی مستقیم قائل هستند.   برخی از زنان علی رغم برخورداری از امتیازات ویژه ی  خانوادگی              

در تکاپوی دست یابی به آنچه خود رفاه بیشتر می نامند به این کار تن می دهند.

دورکهیم، بحران اقتصادی ( چه در جهت پیشرفت و یا کاهش ) را یکی از علل مهم کج روی در جامعه می داند. او معتقد است در شرایط اجتماعی پایدار و مستحکم آرز وها و اهداف انسا نها از طریق هنجارها تنظیم می شوند با بروز بحران، هنجارها دچار از هم پاشیدگی می گردند که این وضعیت

آرزوهای بی قاعده و بی حد و حصر به وجود می آورد. از آنجایی که این آرزو های بی حد نمی توانند اشباع شوند در نتیجه یک نارضایتی اجتماعی دائم به وجود می آید، این نارضایتی در جریا ن های منفی و با واکنش های منفی خود را نشان می دهد ( خودکشی، قتل، طلاق، فحشا)

کوئینگ نظریه ی  دورکهیم را به این صورت تکمیل می نماید :فقر به تنهایی یک عامل ثبات بخش است، اما اگر در مقابل فقر تصویر ثروت و یا آرزوهای بلند پروازانه ی  رفاه ارائه شوند در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می شود و در آن صورت رفتارهای انحرافی و نارضایتیِ اجتماعی رشد می کند.

در ایران به دنبال تجربه ی  خصوصی سازی و تجربه ی  بازار آزاد در فاصله ی  سال های 68 تا 76 و این نکته ی  مهم که این تجربه امتیازاتی را برای عد ه ای به ارمغان آورد، طبقه ی  نو کیسه و نسبتا بی هویتی با ویژگی های زندگی اشرافی پا گرفت که نماد تبعیض و تناقض در سال های پس از جنگ شد. تا آنجا که زمانی روزنامه ها نوشتند 90 درصد ثروت در دست 10 درصد افراد و 10 درصد ثروت در دست 90 درصد مردم است. چنین عدم تعادلی ناگزیر فقر عمومی را گسترش داده و عوارض جانبی چون سرقت و فحشا را به دنبال داشت.

از سویی دیگر رواج لوکس گرایی بی پشتوانه که در سال های اخیر بسیار افزایش پیدا کرده، می تواند به عنوان یکی از ریشه های این پدیده مطرح گردد.

اختلاف طبقاتی موجود در جامعه ی  ایران در کنار اراد ه ای که برای ایجاد انگیزه در کسب رفاه خاطر اجتماعی تلاش می کند، موجب می شود تا برخی اززنان انگیزه ی خود را این گونه به عمل تبدیل کنند. البته بحران اشتغال نیز در این میان هم چنان همراه علل بروز روسپیگری است. نبود مشاغل مناسب و

اختلاف دستمزدها با زندگی بهتر می تواند زنان بسیاری را از دستیابی به کانون خانواده دل سرد کند و آن ها را به خیابان ها بکشاند.

در کنار فقر اقتصادی، طبقاتی بودن جامعه و نا برابری های اجتماعی، فقر فرهنگی نیز جایگاه خاصی دارد. رسم ها و سنت ها و قوانین هر جامعه به عنوان مجموع های از ارز شهای فرهنگی آگاهانه یا نا آگاهانه است که از نسل های قبل به نسل های بعد منتقل می شود، مورد احترام، و تجاوز به آنها جرم

محسوب می شود.

ساترلند معتقد است عوامل قومی، مهاجرت، ناسازگاری های برخی از گرو ه ها، عدم رشد خرده فرهنگ ها، در بروز جرم موثر می باشد و بزِه را مساله ای ناشی از تعارض فرهنگی می شناسد.تغییراتی که در رویه ی  اجتماعی زنان به وجود آمده به یک معنا مربوط به گذار از سنت به مدرنیته است، اما ویژگی های بومی کشور نظیر فرهنگ،

دین و عرف هزینه های آن را سنگین کرده است. هزینه هایی که هم دولت  به معنای حکومت و هم ملت می بایست به یک اندازه پرداخت نمایند.

در کشورهای در حالِ گذار به علت کم رنگ شدن بعضی از هنجارها و ارز شها و عدم جایگزینیِ هنجارهای مناسب و یا جایگزینی عادات و هنجارهایی که ریشه در ساخت جامعه ندارد، و یا به درستی تعریف نگشته است جامعه با نوعی تعارضات فرهنگی مواجه می گردد که باعث نوعی تنش بین فرد و

جامعه می شود. فرد در مورد آنچه به او در خانواده و مدرسه آموزش داده شده است و آنچه واقعیت جامعه است دچار تعارض شده و این زمینه ساز انحراف وی می گردد در این میان فرهنگ سازی با مدل هایی که متناسب با زمان حال می باشد اهمیت قابل توجه اای دارد.

رفتارهای قومی، مهاجرت، زاغه نشینی، از هم پاشیدگی خانوادگی نیز از عوامل اجتماعی تاثیر گذار بر پدیده ی  روسپیگری می باشند به عنوان مثال، زنان خیابانی در مشهد که توسط “حنایی” به قتل رسیدند ساکن حاشیه ی  شمالی شهر مشهد بوده اند. جایی که به واسطه ی  حاشیه نشینی و زاغه نشین بودن همواره شاهد بزه های گوناگون هستند. “حنایی” که خود ساکن همان منطقه بوده است خود فروشی زنانی که به دست او به قتل رسیده بودند را مشکلات ناشی از زندگی در این مناطق ذکر کرده بود و آنان را در بدترین شرایط اقتصادی و معیشتی می دانست.

انبوهی و تراکم جمعیت که از ویژگی های محله ها و زاغه ها است موجب می شود تا فرد نتواند در زندگی داخلی و خصوصی خود مسایل و مشکلات شخصی را بروز دهد ناچار از دیگران پنهان می دارد. از این رو فحشا، اعتیاد و سرقت که به طور عجیبی در مکان های شلوغ شهر رواج دارد، از بین نخواهد رفت مگر اینکه شرایط و عوامل اقتصادی و اجتماعی که موجب پیدایش این مسائل شده، دگرگون و از بین برود.

برخی از بیماری های روانی که “عقده ی  جنسی” به اشکال مختلف در راس آن قرار دارد در پیدایش این آسیب اجتماعی موثر است. عقده هایی که با وجود برخی محرومیت ها در سنین ابتدایی بلوغ در روح و روان فرد ریشه می کنند و در مقاطعی خاص از دوره ی  حاد بیماری او را به هر کاری می کشانند.پس در این میان توجه نکردن به بهداشت و سلامت روانی جامعه ی  ایران، بدون شک نقش بزرگی در رواج پدیده ی  روسپیگری بازی می کند. می توان وجود محدودیت های خاص جامعه ی  ایران را یکی از علل افزایش بیمار ی های روانی در میان زنان دانست. نبودن تعادل روانی در میان برخی از زنان و حتی مردان نیز م یتواند موجب رواج روسپیگری گردد.

فرار دختران از خانه نیز که خود از علل و عوامل فوق سرچشمه می گیرد به نوبه ای در گسترش این پدیده موثر است. اکنون به مدت 10 سال است که مساله ی  فرار دختران جنبه ی  فوق العاده جدی پیدا کرده است، چرا که از یک طرف در این 10 سال آمار فزاینده ای داشته است و از طرف دیگر نشان گر

وجود بحران در عمق روابط خانوادگی است .نوع کنش های متقابل در خانواده یکی از عوامل مهم در بروز این پدیده می باشد تعداد زیادی از دختران که فرار می کنند متاسفانه در دام افرادی می افتند که با ابراز محبت و دوستی آنها را به خود جذب می کنند و از گرسنگی وبی سرپناهی نجات می دهند و سپس برای انجام جرائمی چون قاچاق مواد مخدر، فحشا و دزدی از آنها استفاده می نمایند. این دختران پس از آلوده شدن به این اعمال یا به تهدید افراد دام گذار و اعضای  باندهای شکار و یا به دلیل اینکه می دانند از سوی اجتماع مطرود هستند قادر به بازگشت نمی شوند وپس از گذشت 6  7 ماه هرکدام تبدیل به یک زن خلافکار حرفه ای می شوند و پس از رها شدن در جامعه هرکدام حداقل چندین نفر دیگر را هم جذب

باندهای فحشا و قاچاق می سازند.

در نهایت می توان علل و انگیز ه های روسپیگری را این گونه خلاصه نمود

1. وابستگی به مادر و فقدان روابط محبت آمیز با پدر 

2.عوامل درونی مانند تنبلی، عدم مهارت درکار، کم هوشی و ضعف مبانی عقلی یا کمی سطح فکر و دانش عمومی

3.جاه طلبی و داشتن رویاهای شهرت و ثروت و قدرت و عشق به تجمل

جنون یا “عقده ی  روسپیگری”4.

5.خشونت والدین و بدرفتاری آنان و دارا بودن خانواد های از هم پاشیده و عدم توانایی به پرداختن به یک زندگی عادی

6.فقر، بیکاری و نداشتن درآمد ثابت

7.سرکوبی شدید و غیر عادی میل جنسی و نیز محرومیت و محدودیت های اجتماعی برای ارضاء نیازها

8.داشتن شوهر و محیط خانوادگی نامناسب و بدیِ تربیت و نداشتن پدر و مادر شایسته

9.اختلاف سنی زوجین و عدم توجه شوهر به نیازهای جنسی زن

10.وجود محله های فساد و افراد فاسد در جامعه

11.قرار گرفتن در معرض تجاوز جنسی در دوران کودکی

12.معاشرت با گروه های ناباب و دوستان خلافکار ( معاشران بد)

13.عدم تطبیق خود با شرایط خانوادگی، قومی و محله ای

در این میان کارکرد گرایان برای روسپیگری کارکرد روانی و اجتماعی قائل بوده و کارکردهای آن را به شرح زیر می دانند :1. روسپیگری استغنای جنسی افرادی که قادر یا حاضر به همسر گزینی نیستند فراهم می کند2. روسپیگری استغنای جنسیِ موقت افرادی مانند : جهانگردان، ملوانان و دیگر کسانی را که دور از خانواده به سر می برند، تامین می کند.

3.روسپیگری برای کسانی که حاضر یا قادر نیستند نیازهای خود را از طریق مشروع دنبال نمایند، شرایط نسبتا مناسبی محسوب می شود.

به طوری که ملاحظه می شود، کارکرد گرایان روسپیگری را فقط بر حسب نتایجی که برای کل نظام اجتماعی دارد مورد تحلیل قرار می دهند. اما باید دانست که چنین تحلیلی بخشی از واقعیت های آن را مشخص می کند و مسائل مهم تر دیگری از قبیل علل ساختی و تضادهایی که برای خانواد ه ها پدید

می آورد و موجب از هم پاشیدگی خانواده می شود در این دیدگاه مورد غفلت قرار می گیرد.

نوع برخورد و نگرش جامعه نسبت به زنان و دخترانی که به این گروه انحرافی منسوب شد ه اند نیز حائز اهمیت و دقت نظر می باشد

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که، جامعه(اعم از مردم و مسوولان ) چه رفتاری را در رابطه با این افراد اعمال می نمایند ؟

مسلما هر جامعه ای برای همبستگی و هم نوایی خود از نوعی مکانیسم های نظارت و کنترل استفاده می نماید. برخورد با هر نوع انحراف با نوعی فشارو مجازات از سوی جامعه همراه است، هرچند ثابت شده است که رفتار انحرافی در اثر چندین عامل اکتسابی به جود آمده و عامل مجازات تاثیر چندانی

در ظهور و ازدیاد و یا تقلیلِ دائمی آن ندارد و فقط در کوتاه مدت می تواند موثر باشد.

ساترلند می گوید : ” یکی از ضعف های بزرگ روش های قضایی حاضر، تکیه مداوم بر تهدید، به وسیله ی  مجازات کردن برای جلب نظر مردم برای احترام به قانون است، در حالی که هیچ گاه تا کنون با تهدید و ارعاب میسر نشده است کسی قلبا و صمیمانه وادار شود تا به آنچه که به زور بر او تحمیل م یشود احترام بگذارد”

در ایران، مجازات هایی که در مورد این زنان صورت می گیرد عبارتند از : 1. اجرای حدود که صد تازیانه را در بر می گیرد 2. سنگ سار کردن در مواردخاص مسلما در حال حاضر هیچ کدام از این مجازا تها صورت مدنی و انسانی نداشته و از دیدگاه حقوق بشر نوعی خشونت محسوب می گردد و جامعه نیازمند است تا از روش های خاص دیگری برای کنترل این پدیده استفاده نماید. در سال های اخیر طر ح هایی نیز برای کنترل این عارضه مطرح شده است. خانه های سلامت که پایگاه نگهداری زنان خیابانی و دختران فراری است که هنوز به دایره ی  فساد وارد نشده اند، هم چنین کانو ن های اصلاح و تربیت و همچنین رواج ازدواجِ موقت در جامعه از پیشنهادات دیگر می باشد.

آن چه که از شواهد بر می آید این مجازات ها و اقدامات نتیجه ی  مؤثری در بر نداشته و فقط به نوعی سعی در پاک کردن صورت مساله نموده است ؟

بر چسب زدن از سوی مراجع قضایی و امنیتی به زنان و دخترانی که به نوعی با این مسأله در گیر شد ه اند خود می تواند کنترل این مسأله را پیچیده تر نماید پس لازم است مسئولان، مدیریت اجرایی شایسته و انسانی نسبت به این مسأله داشته باشند.

در سا ل های اخیر از سوی مسئولان به این نکته پرداخته می شود که ازدواج موقت یک راه کار برای برخورد با پدیده ی  زنان خیابانی است، قطعا تشویق و ترویج ازدواج موقت به سلامت جامعه کمکی نخواهد نمود، زیرا در جامعه ی  ایران که نهاد خانواده از تعاریف خاص خود بر خوردار است اگر ما این راه را باز بگذاریم در حقیقت به مسأله در شکل جدید رسمیت بخشیده ایم.

اگر روسپیگری را فروش تن در مقابل پول بدانیم، در ازدواج موقت همین امر با پشتوانه ی  قانونی صورت می پذیرد و زمانی بر آن واقع می شود.

آیا واقعا با این روش معضل حل می گردد یا معضلی بر معضلات جامعه اضافه می شود ؟

افزایش زنان و دخترانِ خیابانی واقعا در ایران نهادینه خواهد شد ؟

از آنجایی که کانالیزه کردن این زنان و دختران در مکان های خاصی نیز مطابق با ارزش های سنتی جامعه  نمی باشد و به هر حال این زنان و دختران مطرود جامعه می باشند بر عهده ی  مسئولان است که با توجه به ساختارهای جامعه با شیوه های روانشناسانه، جامعه شناسانه، و اخلاقی به حل این معضل بپردازند و راه حل هایی را ارائه دهند که با توجه به بافت جامعه ی  ایران امکان تحقق آن وجود داشته باشد.

مسلما این نکته حائز اهمیت می باشد که هیچ انحرافی به صورت صد در صد از جامعه ریشه کن نخواهد شد ولی کاهش آن حداقل به صورت معقول، در حفظ سلامت جامعه موثر است.

تولستوی می گوید : ” در روح هر فرد مجرم بارقه ای از نور الهی وجود دارد که ممکن است او را به راه راست هدایت کند ” به همین خاطر اصلاح مجرمان به شیو ه ای که در جریان عادی زندگی اجتماعی قرار گیرند نیز دارای اهمیت است.درمان بیماری های اجتماعی بسیار مهم است چون این بیماری ها حالت مسری داشته و به سرعت در جامعه تسری می یابند و در زمان کوتاهی درصد زیادی از جامعه را آلوده می سازد و مهم تر از آن پیش گیری از این گونه بیماری ها می باشد، مسلما هزینه ای که برای پیش گیری مورد استفاده قرار می گیرد بسیار کمتر از هزینه های درمان خواهد بود



طبقه بندی: ایران،  آذربایجان،  فرهنگی و هنری و اجتمایی، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ