تبلیغات
آذربایجان،آنا وطن - تاریخ نویسی و سانسور عامل واقعی تغییر
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

آذربایجان،آنا وطن
 
qaflansəsi- قافلان سسی به علت تغییر آى پى صحفه اول وبلاگ توسط مخابراط دسترسى حتى با فیلتر شكن ممكن نیست،براى

به وبلاگ من خوش آمدید
 

آزاد تبریز- فرقه دموکرات آذربایجان در روز دوازدهم اردیبهشت سال ۱۳۲۴ مراجعت نامه خود را منتشر نمود. در مدت چند روز مردم دسته دسته از شهرهای مختلف آذربایجان برای پیوستن به فرقه دموکرات به تبریز آمدند و تشکیل فرقه را به سید جعفر پیشه وری تبریک گفتند.

در سال ۱۹۵۵ روزا پارک زن شجاع سیاه پوست آمریکایی حاضر نشد که از جای خود برخیزد ودر عقب اتوبوس بنشیند این عمل و مقاومت های بعدی روزا پارک و حمایت مارتین لوتر کینگ باعث تظاهرات دامنه داری شد.

در ۲۲ اردیبهشت  ۱۳۸۵ روزنامه ایران به ملت آذربایجان توهین نمود. این توهین باعث اعتراضاتی شد که از دانشگاهها آغاز و به شهرها  کشید.

نوشته شدن تاریخ صحیح در زندگی ملت ها و جنبش ها به حدی اهمیت دارد که نیازی به توضیح نیست. برای همین بر همه وارثین وحافظان فرهنگها وجنبش ها وظیفه ای با نام حفظ تاریخ فرض است. جنبش های بسیاری هستند که تاریخ خود را نوشته اند ولی من کمتر جنبشی را سراغ دارم که توانسته است مانع از تحریف تاریخ خود شود. و جایگاه شایسته عوامل حقیقی تغییر وتحول اجتماعی خود را درنوشته هایشان محفوظ داشته باشند. اصلی ترین دلیل این غفلت وتحریف دستگاههای تاریخ نویسی ماهر و مجرب مخالفان در کنار عدم دقت هواداران تغییرات اجتماعی است. هر سه قطعه تاریخی که در اول مقاله آمده است کاملا” درست است ولی هر سه ناقص می باشد ودر نشان دادن عوامل حقیقی تغییر وتحول به انحراف رفته است. نوشته های بالا را از آن جهت ناقص می خوانم که هر کدام برای انتقال صحیح یک مفهوم حداقل به دو یا سه جمله ما قبل این نوشته ها نیاز دارند. به عنوان مثال در مورد روزا پارک نوشته چنان تلقین می کند که زنی شجاع در یک لحظه تصمیم می گیردکه از جای خود بلند نشود. و این عمل خلق الساعه باعث تظاهرات می شود و با حمایت مرد بزرگی مانند لوترکینگ به نتیجه می رسد. ایگونه تاریخ نویسی که کاملا” هدفدار وبا غرض قبلی صورت میگیرد قدرت را از دست مردم گرفته وبا تقدیم آن به چند نفر شجاع عوامل اصلی تغییر اجتماعی را به دست فراموشی می سپارد. به مردم آموزش میدهد که آنها نمی توانند کاری بکنند و بهتر است منتظر قهرمانی باشند که بیاید وشروع کند. در حالی که اصلی ترین عامل تغییر همان مردم است که آنها را با انتظار قهرمان از صحنه خارج می کنند. و این تاریخ چنین باید نوشته شود. مدت ها بود که فعالین مخالف تبعیض نژادی در محله ها به سازمان دادن مردم مشغول بودند برای مثال مدرسه ها یلندر در تنسی  برای تربیت سازمان دهندگان سیاسی بود مردم آن محلات و مدارس بسیار سازمان یافته و متعهد بودند که مدت ها با هم در جهت تغییر وضع اجتماعی فعالیت کرده بودند. یکی از این افراد به نام روزا پارک که حاضر نشد در عقب اتوبوس بنشیند و وقتی او را به دادگاه کشیدند همان مردم دست به اعتراض زدند .

وقتی وقایع را به این صورت می نویسیم عامل آموزش مردم و سازماندهی از تاریخ بیرون گذاشته نمی شود و با این کار می توانیم امکان تغییر را برای دیگران یاد دهیم ولی در حالت اول به مردم میگویم که منتظر باشند. حتی مخالفین تغییر نیزاز نوشته شدن تاریخ به صورت اول ترسی ندارند و رایس میتواند بر سر مزار پارک بگوید: (اگر آن روز پارک آن کار را نمی کرد من امروز به اینجا نمی رسیدم.) دوباره مردم ، آموزش و سازمان دهی از تاریخ بیرون می ماند و در این صورت نام بردن از ستارخان برای استبدادها ترسناک نخواهد بود ولی اگر بخواهیم از اقداماتی که قبل از مبارزه ستارخان در سطوح پایین اجتماع  از قبیل بلدیه ها مردمی ، انجمن های جوانان داوطلب ، مراکز تجمع تجار و بازاریها سخن بگویم ترسناک خواهد شد. کدام انسان عاقلی باور خواهد کرد که در روزنامه شصت سال پیش مراجعت نامه چاپ شود و مردم دسته دسته از شهرهای دیگر به تبریز بیایند؟… این واقعه اتفاق افتاده ولی تاریخ نویسان عواملی را که بوجود آورنده آن خیزش عظیم بودند از حافظه ها پاک کردند. آنچه به عنوان تاریخ برای ما مانده ( حتی از طرف خودی ها ) این است که اعتبار نامهء آدم بزرگی را در مجلس ایران تایید نکردند و او ناراحت به تبریز بازگشت و نیرویی  خارجی که می خواست به طریقی به تهران فشار وارد کند با او همراه شد. این تاریخ به ما چه خواهد آموخت . جز اینکه منتظر باشیم تا مردی که صلاحیت انتخاباتی او تایید نشده از تهران قهر کرده و با عصبانیت به تبریز برگردد. و بخت نیز با او یار گردد و نیروی متحدی پیدا کند و مراجعت نامه بدهند و مردم از هر طرف به پا خیزند. راستی اگر چنین است چرا هر کسی مراجعت نامه ای  نمی دهد تا مردم به طرف او حرکت کنند؟

هر سطری که می نویسیم باید به حدی مسوالانه باشد تا مانع گم شدن عوامل واقعی خیزش ها در لابه لای سطور گردد. همهء عواملی که دست به دست هم داد تا مردم از آن مراجعت نامه استقبال کند کشف و به متن بازگردانده شود . اگر اعتراضات سال  ۸۵ از دانشگاهها آغاز و به شهر ها کشید برآیند سالها فعالیت بود. اگر می بینیم که این قیام عظیم نیز در شهرهایی مانند سراب، خلخال به عظمت سولدوز نیست نشانگر ناکافی بودن فعالیت در آن شهر هاست. و گرنه اگر هزاران بار توهین گردد ( که می شود) بدون آموزشهای دانشگاهی و شهری قبلی و بدون آگاهی دهی هیچ اتفاق خلق الساعه به وسیلهء آدم های بزرگ اتفاق نخواهد افتاد. تا آنجا که من می دانم همهء تحولات و تغییرات اجتماعی که در گذشته صورت گرفته و آنهایی که امروز در سراسر جهان صورت میگیرد چنین کاری انجام داده اند. سالها زنان و مردان زیادی در میان مردم تشکیل نهادهای مردمی سپری کرده اند ، امروزه کسی از آنها سراغ ندارد ولی کار اصلی را آنها انجام داده اند ما سالها در دانشگاهها برنامه برگزار کردیم و برای روز مراسم ، مدعیون برای سخنرانی آمده اند در حالی که عادت کرده ایم سخنرانان را فعالین اصلی بدانیم ولی کار زیر بنایی را کسانی انجام داده اند که آن محیط سخنرانی را فراهم کرده اند و شاید از کسان دیگری نیز خواسته می شد می توانستند پشت تریبون سخنرانی کنند. وقتی در نوشتن خبر برنامه ای فراموش می کنیم  که بنویسیم با تلاش چند ماههء عده ای از دانشجویان امروز برنامه ای برگزار شد که شعر، سخنرانی واجرای موسیقی قسمتهایی از آن بودند. عوامل اصلی فعالیت را از متن بیرون گذاشته ایم و عجیب تر این است که بعد از مراسم آنهایی که تحت تاثیر قرار گرفته اند به سراغ سخنرانان می روند و از آنها می پرسند ، ما چگونه در گروه شما بیاییم غافل از اینکه آنها در آن مراسم ، مهمانی بیش نیستند و از طرف دیگر هنوز هم ما نتوانسته ایم  این جمله را به مردم منتقل کنیم که برای سهیم شدن در حرکت تاریخی و سرنوشت ساز ملت تان جایی برای عضو کردن شما وجود ندارد هر کس با رجوع به عقل خود می تواند در محل زندگی خود افراد دیگری را آموزش داده و موفق به تشکیل جمع های مقاومت مردمی گردد. ما تجربه نهاد های مردمی بسیاری داریم شاید به دلیل فقدان هسته تصمیم گیری فکری مستقل ، زحمات برخی از آنها به نفع مردم ما تمام نشده است و شاید برخی از آنها قبل از شکل گیری کامل از همه پاشیده ولی چیزی که مهم است ما تجربه نهادهای مردمی بسیار داریم. بازار ومسجد اصلی ترین نهادهای مردمی ماست فراموش نکنیم که نهضت مشروطه  در مرحله عملی واجرایی خود با تحصن بازاریان بخاطر گرانی قند آغاز شد. در همه شهر های ما تجربه انجمنهای خیریه و کمک به کارهای عام المنفعه  مانند مدرسه سازی ، کمک به فقرا وجود دارد همه اینها تجربه های نهاد های مردمی است و اگر امروز می بینیم که  دولت تمام تلاش خود را برای در اختیار گرفتن نتایج کارهای آنها دارد برای این است که به قدرت لایزال چنان نهادهایی پی برده است. اگر کمک به فقرا و آزاد سازی زندانیان مالی محتاج کاری مردمی است . چرا حکومت سعی  میکند جشن نیکوکاری ، جشن عاطفه ها ، کمک به زندانیان را خود برگزار کند زیرا نمی خواهد نهادهای کاملا” مردمی و غیره وابسته شکل گیرد و علت این نخواستن نیز در این است که آنها بخش اعظم ملت ما را غیر خودی می دانند و نمی توانند به آنها اعتماد کنند. این نهادها به مرور زمان هم   بوسیله عوامل پیوند دهنده به هم پیوسته و از انزوا در می آیند و هم  جنبش عظیمی را به راه می اندازند و هم قهرمانان واقعی ما همچون ستارخان از دل آنها بیرون می آید. نمی توانیم نیاز مردم برای قهرمان را منکر شویم زیرا آنها به تقویت روحیه نیاز دارند ولی اگر قهرمانان از دل این روال صحیح  تاریخ در نیایند جراید دولتی به کمک تریبونهایی که مدعیون برای سخنرانی می آیند برای ما قهرمان خواهند ساخت.

ابراهیم ساوالان

http://www1.pingguo888.com/dmirror/http/www.azadtabriz.org/news/archives/19407#more-19407

.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ