مراحل شورش
بطور کلی شورش دارای سه مرحله است ولی این مراحل بیشتر
بصورت نقطه عطفی جهت درک مطلب می باشد چون این مراحل از یکدیگر متمایز
نیستند و کوشش از مرحله ای به مرحله دیگر بستگی به وضیعت ظهور آن دارد.
1.
مرحله یکم: پنهانی ونخستین
در این مرحله نارضایتیها به مقاومتهای منفرد و پراکنده و سپس با وحدت تلاش این مقاومتها به نهضت یا جنبش تبدیل
مگردد در طی این مرحله به سازماندهی ها،فعالیتهای براندازی ، تبلیغات
،تحریکات،شایعه پردازی،نشر اوراق،و شب نامه ها توجه شده و بیشتر این عملیات
جنبه پنهانی دارد.
2.
مرحله دوم:شورش آشکار(مرحله جنینی)
این مرحله زمانی شروع میشود که جنبش براندازی از
پشتیبانیهای لازم و کافی داخلی بر خوردار و با عملیات خرابکاری، ایجاد بی
نظمی ، اغتشاش و اعتصاب وتظاهرات شروع می شود. در این مرحله دخالت نیروهای
پلیس ، ژاندارمری (سپاه وبسیج خاص ایران) و بعضی از یگانهای ویژه ارتش
مشاهده می گردد . و مشخصات بارز این مرحله تکهای
سازمان داده شده به مراکز پلیس، بانکها و سازمانهای دولتی و ترور شخصیتها
با رعایت حداکثر سرعت ، خشونت و غافلگیری است و( در مبارزات مسالمت آمیز با
تشکیل تجمعات و متینگهای اعتراضی و اعتصابات گسترده و برگزاری مراسمهای
بزرگداشت و... حکومت را به قبول خواسته های خود وا می دارد).
3.
مرحله سوم:شورش فعال یا جنگ نهضت
زمانی این مرحله شروع می شود که جنگ و برخورد نیروهای
دولتی با نیروهای متشکل شورشی صورت می گیرد و علنا نیروهای شورشی افراد خود
را سازمان داده و مبادرت به رزم آشکار می نماید در این مرحله مبارزات
شورشیان از صورت جنگهای منظم و شورش خارج شده و جنبه جنگهای نا منظم را
بخود می گیرد که نیروهای چریکی(افراد بومی مسلح) با استعداد گردان، تیپ و
لشکر وارد صحنه عملیات می شوند.
با توجه به مراحل فوق به نظر مرسد که حرکت ملی از نیمه
اول مرحله جنینی در حال گذر است ودر آینده آیا مراحل فوق را سپری خواهد کرد
یا نه؟ یا اینکه مراحل بعدی جای خود را به مبارزات مسالمت آمیز(نظیر
انقلابهای رنگی در اروپای شرقی اکراین،گرجستان ویا قرقیزستان و....) یا
استفاده از موفقیتها خواهد داد؟؟؟
برای پیروزی هر حرکتی شرایط زیر لازم است:
1. میل
پایداری
2. پشتیبانی
داخلی
3. پشتیبانی
خارجی
4. رهبری
موثر
5. زمین
مناسب
6. وحدت
تلاش
7. انظباط
8. تبلیغات
9. اطلاعات
از شرایط فوق حرکت ملی دارای میل پایداری ،زمین مناسب و
در مراحل بعدی کمی پشتیبانی داخلی، اطلاعات و تبلیغات در حد نسبتا ضعیف و
در بقیه موارد نمره قابل قبولی ندارد. پس می توان با شناخت نقاط ضعف و قوت و
با تقویت نقاط ضعیف بهره برداری از نقاط قوت به حرکت ملی سر وسامانی داد.
امید است مقاله فوق بتواند حداقل کمکی برای فعالین حرکت ملی و گروهها وتشکلات فعال آذربایجانمان کرده باشد و با
شناخت دقیق از مسایل و اطراف خود همچنین در نظر گرفتن روابط حاکم بین المللی حرکت را بسوی پیروزی هدایت نمود.
من تراختوری هستم، من پرهوادارم، پرسپولیس هم پرهوادار
است! نام من تراختور است اما مرکز مرا تراکتور می نامد! پیروزی،
پیروزی است اما مرکز او را پرسپولیس می داند! نام او بیگانه است اما نام
من یعنی خون سردار در راه آزادی وطن ! پرسپولیس به پرسپولیس بودن افتخار می
کند تراختوری به آذربایجانی بودن! پرسپولیس شعار
نژادپرستانه می دهد، تراختور حق وطن را می خواهد! پرسپولیسی
محکوم به ارزش ومقام منزلت است، تراختور محکوم به مظلومیت است، پرسپولیسی بودجه دارد و می نالد! تراختور بودجه ندارد
اما...، پرسپولیسی با مترو به استادیوم می رود
تراختوری با پای پیاده كوه پیمایی می كند، پرسپولیسی راه آسفالته
دارد تراختور هم راه دارد! پرسپولیسی فحش می دهد ملی می شود! تراختوری
یاشاسین می گویید جدایی طلب می شود! پرسپولیس طلبکار است، تراختور مقروض
است! پرسپولیس روی صندلی پاک آزادی می نشیند، تراختور جا برای نشستن ندارد
پرسپولیس مامور نظامی ندارد، اگرهم داشته باشد همه ورزشی هستند! تراختوری
بیش از خود بپا و مامور نظامی دارد، تراختور خطرناک
است زیرا او نغمه ی زندگی می دهد پرسپولیس خطرناک است زیرا لابی قوی دارد.
تراختوری زبان دارد!!! پرسپولیس
زبان دارد! پرسپولیس رسانه دارد از نوع ملی و بیت
المالی !تراختور خائن استانی دارد، تراختوری مظلوم است! تراختور تا هفته
ششم سهند را ندیده بود تراختور را قبل ازجنایت قصاص می کنند! تراختوری خسته است تراختوری به
تهران نرسیده تهدید می شود، تراختور هنوز تهران نرفته بی کس می شود،
تراختور هنوز تهران نرفته به تونل باتوم تهدید می شود تراختور هنوز به
تهران نرسیده آذری زبان! می شود، آذربایجانی همیشه محکوم است آذربایجانی
یعنی نابودی! آذربایجانی یعنی دیده نشدن! آذربایجانی یعنی بس است
نژادپرستی! خجالت هم خوب چیزی است فدراسیون حیا و انسانیت را قی کرده،
فرزندان ستارخان و بابك را متهم و محکوم به بی نزاکتی و توحش می کند! انسان
باشید مگر ما همانند تیم های شما فحش ناسزا می گوییم، سهند آذربایجان برای
ملت مقدس است سهند یعنی دانشگاه! یعنی
مکانی برای تفکر! یعنی حق خواهی...
فدراسیون ایران، شعار هوادران را به خوبی معنا می کند
آری هوادران خوب گفتند که فدراسیون ایران دشمن
آذربایجان! شهرداری را به توبیخ و تهدید کشاندید زیرا هواداران آذربایجان
مدنی و انسان هستند، ما سر به زیر بودیم اما شما این انسانیت ما را از منظر
ضعف ما نگریستید! بازیکنان تراختور محروم می شوند به جرم وطن پرستی!
آذربایجانی جلوی 70 میلیون به هم شوک نمی دهد آذربایجان رنگی نمی شود
آذربایجانی رنگ آذربایجان است آذربایجانی روزه خواری نمی کند آذربایجانی
زیر پای بازیکن نارنجک دستی نمی زند اما همیشه محکوم است...
ما حسن نیت خود را نشان دادیم در سهند آذربایجان فقط و
فقط وطن را تشویق کردیم به بد و بدتر نتازیدیم! ناموس و زبان هویت مان را
به سخره گرفتید باز گفتیم ما تورکیم بخشش از ماست! اما دیگر خسته ایم کافی
است نژادپرستی تا کی؟ این اخطار نژادپرستانه ی
فدراسیون یعنی آذربایجانی همانند آزادی محکوم است یعنی هنوز زبان باز نکرده
لالش می کنند...
والله شعار نژاد پرستانه ی نادانان ما را اینقدر ناراحت
نکرد که اخطار فدراسیون جمهوری اسلامی دلمان را زخمی کرد! انسانیت،
واژه ی گم شده ی ایران زمین...
مگر ما فلسطینی و در به در هستیم مگر شما صهیونیست هستید
مگر ما وطن نداریم که برای ما قصاص قبل جنایت می کنید این عین نژادپرستی
برنامه ریزی شده است، این یعنی باکری، اشتباه کردی به والله
اشتباه کردی...
سایت گل در گزارشی از دیدار تراکتورسازی و استیل آذین تهران به دستگیری جمعی از هواداران تیم تراکتورسازی آذربایجان اشاره نمود.
به
گزارش سانا در حالی که بیش از 10 هزار هوادار متعصب آذربایجانی به تشویق
این تیم مشغول بودند نیروهای امنیتی و انتظامی در ورزشگاه تختی تهران با
حمله به آنان بعد از به ثمر رسیدن گل تراکتورسازی، جمعی را پس از ضرب و شتم
بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل نمودند.
| سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز با ارزشمند خواندن پیروزی تیمش برابر استیل آذین گفت: ستارههای استیل آذین اسیر بازی منطقی بازیکنان تیم ما شدند. | |
به گزارش خبرنگار مهر، فراز کمالوند به علت تحریم نشست خبری از سوی خبرنگاران، پس از پیروزی برابر استیل آذین در کنار رختکن تیمش در خصوص این بازی گفت: استیل آذین تیم مطرح با بازیکنان بزرگی است اما ستارههای این تیم اسیر بازی منطقی ما شدند و نتوانستند برابر ما کار خاصی را انجام دهند. وی با بیان اینکه تیمش در این دیدار حداقل 3-4 موقعیت گلزنی دیگر را هم از دست داد، تاکید کرد: پیروزی برابر تیمی که مدعی قهرمانی است، بسیار ارزشمند است که این مهم با تلاش بازیکنان و حمایت هواداران خونگرم تیم که در سرما و گرما ما را یاری میکنند، بدست آمد. سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی با بیان اینکه این پیروزی را به هواداران تیم که نقش پر رنگی در موفقیتهای تراکتورسازی دارند، تقدیم میکند، افزود: این پیروزی راه تیم تراکتورسازی را برای رسیدن به موفقیتهای آینده هموارتر کرد و قطعا بزودی به شرایط مطلوب نزدیکتر میشویم. کمالوند در پایان گفت: با کسب 3 امتیاز حساس دیدار با استیل آذین و با توجه به پیروزی در دیدار هته گذشته برابر ملوان، به ردههای بالاتر جدول و جمع مدعیان قهرمانی نزدیکتر شدیم. دیدار تیمهای فوتبال استیل آذین و تراکتورسازی تبریز در هفته هفتم رقابتهای لیگ برتر باشگاههای کشور که شنبه شب در ورزشگاه تختی تهران برگزار شد، در نهایت با برتری یک بر صفر تیم تراکتورسازی به پایان رسید. |
|
||
ترکیه خواستار تکذیب سخنان بقائی در بالاترین سطح شد
بدنبال سخنان حمید بقائی معاون رئیس جمهور ایران، در خصوص وقایع سال 1915، وزارت امور خارجه ترکیه، وارد میدان عمل گردید. احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه، از منوچهر متکی همتای ایرانی خود خواستار ارائه توضیحاتی در این خصوص شد.
داوود اوغلو گفت: متکی اظهار داشته است ، که موضع ایران در قبال ارمنستان تغیری نیافته و شکل سابق خود را حفظ نموده است. ما نیز، خواستار تکذیب سخنان بقائی در عالی ترین سطح از سوی ایران شدیم .
سیفیر کبیر ایران در آنکارا نیز ، گزارشات مربوط به اینرا که معاون رئیس جمهور ایران ادعاهای ارامنه در مورد وقایع سال ۱۹۱۵ را قبول دارد، تکذیب نمود .
رسانه های گروهی ارمنی، با استناد به ایرنا خبرگزاری رسمی ایران ، ادعا نموده بودند که حمید بقائی معاون رئیس جمهور ایران، طی کنفرانسی در تهران ، ادعا های ارامنه را پذیرفته است . ترند |
زبان تورکی آذربایجانی یا تورکی آذری (به آذربایجانی: Azərbaycan Türkcəsi و یا Azərbaycan dili) زبان گفتاری اهالی منطقه آذربایجان و سایر مناطق آذرینشین ایران (استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و قسمتهایی از استانهای قزوین، همدان، گیلان، تهران، مرکزی و کردستان) می باشد. این زبان همچنین زبان رسمی جمهوری آذربایجان و یکی از زبانهای رسمی جمهوری داغستان روسیه است. تورکی آذربایجانی به عنوان زبان گفتاری، در نواحی شرقی ترکیه و جنوب گرجستان نیز رایج است. همچنین در قسمتهایی از روسیه، ارمنستان، اوکراین، عراق و سوریه نیز به این زبان تکلم می شود. میزان گویشوران این ربان در ایران ١٩ تا ٣۴ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهد.[1]
تورکی آذربایجانی زیرشاخهٔ زبانهای تورکی و زبان اکثر مناطق تورکنشین ایران از جمله آذربایجان است. بسیاری از زبان شناسان زبانهای تورکی قشقایی، خلج، شاهسونی و سلجوق را نیز گویشی از زبان تورکی آذربایجانی می دانند. برخی دیگر، آنها را زبانهایی بسیار نزدیک و هم ریشه با تورکی آذری بیان می کنند. سایر زیرشاخه های زبان ترکى در ایران عبارتند از : ترکى ترکمنی و ترکی خراسانی.
لِو داویدوویچ لاندائو (۲۲ ژانویه ۱۹۰۸، باکو - ۱ آوریل ۱۹۶۸، مسکو)، فیزیکدان یهودیتبار آزربایجان شوروی بود، که خدمات با ارزشی در مباحث مختلف فیزیک نظری انجام داده است. از جمله کارهای او میتوان، به تئوری کوانتومی دیامغناطیس، نظریه ابرمیعان و نظریه گذار فاز درجه دو، نظریه گینزبورگ-لانداو در ابررسانایی، اصطکاک لانداو در نظریه پلاسما و همچنین قطب لانداو در الکترودینامیک کوانتوم اشاره کرد. از لئو لانداو، به خاطر کارهای با ارزشش، در مورد ابرمیعان، سال ۱۹۶۲ با جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد
لِو در 22 ژانویه 1908 در یک خانواده آذری یهودی در باکو متولد شد. پدرش مهندس صنعت نفت و مادرش پزشک بود. بزودی او به عنوان یک کودک تیز هوش شناخته شد به طوری که خود او بعدها می گفت که کمتر زمانی را در کودکی به یاد می آورد که در حال سروکله زدن با حساب انتگرال و دیفرانسیل نبوده باشد. او در 13 سالگی پیش دانشگاهی را تمام کرده و در همان زمان در تکنسیوم اقتصاد باکو پذیرفته شد. در 14 سالگی وارد دانشگاه باکو شده و همزمان در دو رشته ریاضی فیزیک و شیمی به تحصیل پرداخت.
![]()
شرح حال بزرگ مردی که نگاه تیز بین او فراسوی هر پرده مات و کدری را در مییافت و وقتی به دنیا مینگریست به قدری آن را خوب میشناخت که درک نوع نگاه او به دنیا به بررسی بیشتری نیاز دارد. در سال ١٢٨۶ خورشیدی در شهر تبریز در خانوادهای فرهیخته کودکی به دنیا آمد که او را محسن نام نهادند. پدرش همچون اکثر آذربایجانیها مردی بود کوشا و با همت، که چهارده سال در نجف اشرف تحصیل کرده بود. یک روحانی وارسته و پرهیزگار که چون از نجف به تبریز برگشت، اشراف و اعیان شهر برای او هدیههای بسیار فرستادند و او که انسانی وارسته بود، تمام هدیهها را پس فرستاد حتی هدیه صولت السلطنه را. و با این شیوه به آنان فهماند که وابستگی به یک طبقه و دلسوزی برای طبقه دیگر باهم منافات دارد، این بود که در کنار ستارخان سردار ملی به مبارزه پرداخت و در دور اول و دوم به نمایندگی مردم تبریز به مجلس شورا رفت. او مشاور شیخ محمد خیابانی از فعالان نهضت مشروطه بود و مردی پارسا و سخت کوش بود که از مال دنیا چیزی نیندوخت و همواره سعی میکرد چهار فرزند پسرش را پارسا و سخت کوش و دانش دوست بار آورد و در این امر نیز موفق شد به گونهای که هر چهار فرزندش به نحوی در زمینه کاری خود موفق بودند.


به نام های زیر توجه کنید
کریمی ، مهدوی کیا ، زنیدپور ، کاظمی ، اکبرپور ، غلامی ، زندی ، خلیلی ، کعبی ، معدنچی...
هرکدام ستاره هایی هستند که در لیگ
برتر ایران می توانند یک تیم را بچرخانند وقتی این ستاره ها گردهم می آیند
انتظار تیمی داریم فوق العاده در حد نام این بازیکنان ، استیل آذین تیمی
است که علاوه بر بازیکنان فوق الذکر به نوعی یک اتوبوس مربی هم در اختیار
دارد تا جایی که بعضی از مربیان آن به دلیل کمبود جا در نیمکت مجبورند از
روی سکوها تیم را یاری دهند.
در مقابل تیم تراکتور با تکیه بر تماشاگران
پرشور و پرشمارخودکه برتری مطلقی را روی سکو ها داشتند و با مربی جوان و
باهوش خود پا به میدان گذاشته بود. نکته ای که ابتدا قابل ذکر است این که
فراز کمالوند باز هم بخوبی استیل آذین را آنالیز کرده بود و نیمه ی اول
عملا از استیل آذین تیمی بی خطر ساخته بود. استفاده کردن از جلیلی در خط
هافبک و بردن کرار به خط حمله از نکات قابل توجه بازی دیروز بود تا جایی که
استیل آذینی ها که انتظار دیدن کرار در خط حمله را نداشتند در 15 دقیقه
ابتدای بارها و بارها روی این بازیکن خوش تکنیک مرتکب خطا شدند علی جلیلی
هم با این که در این بازی زیاد در بازی سازی موفق نبود، اما بازهم توپ های
سرگردان را در نیمه ی اول بخوبی جمع کرد و نشان داد هنوز هم میتواند در
بازی هایی که طرف مقابل بازی روی زمین بازی میکند برای تراکتور مفید باشد.
مشكل مسءولان نیستند
در جنگ با شوروی خط مقدم ایران در برابرروسیه ای بودیم كه ارمنیان راهنمای آنان بودند همان كه بزرگترین شریكش ایران است
در جنگ عراق جان فشانی های مهدی باكری و گردان هایمان زبان زد بود در حالی كه اكراد خلاف آن میكردندوبه سود نابودی ایران حركت میكردند
ولی باز هم نتوانستیم حق تحصیل به زبان مادری برای خودمان داشته باشیم
مشكل ما مسءولان نیستند
د
میلان کوندرا در کتاب خنده و فراموشی
« نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتابهایش را، فرهنگش را، زبانش را از میان برد. باید کسی را واداشت که کتابهای تازه ای بنویسد ، فرهنگ جدیدی را جعل کند و بسازد، تاریخ و زبان جدیدی را اختراع کند ، کوتاه زمانی بعد ملت آنچه هست و آنچه بوده را فراموش می کند. دنیای اطراف همه چیز را با سرعت بیشتری فراموش می کند.»
در طول نزدیک به 90 سال استبداد ، فرهنگ سوزی ،کتابسوزی ، تحقیر و توهین ، قتل و غارت و... ، حکومتهای پهلوی و جمهوری اسلامی هم برای ما کتاب نوشتند (کتاب آذری زبان باستانی نوشته کسروی) هم زبان اختراع کردند ( زبان آذری)
و حال با علم کردن اکراد مهاجر و فراهم کردن زمینه مهاجرت آنها به خاک آذربایجان با هدف تاریخ سازی برای اکراد، زمینه را برای نابودی خاک آذربایجان هموار میکنند.ولی همه آنها سخت در اشتباهند. ای اکراد مهاجر و ای شووینیسم فارس ، نوکران استعمار بترسید از خشم ملت قهرمان تورک آذربایجان،بترسید از روزی که درآتش خشم ما خواهید سوخت.
آذربایجان جنوبی
پس از سال 1925 و لغو کشور ممالک محروسه قاجار و تشکیل دولت ایران توسط رضاخان پهلوی آذربایجان به زور سرنیزه به کشور شاهنشاهی ایران الحاق گردید. نام دولت ایران برای اولین بار در سال 1936 توسط به اصطلاح مجلس ملی رضاخان تصویب شد. آذربایجان جنوبی 280- 300 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد. پس از تشکیل رژیم سئونیستی رضاخان در ایران و تدوین قانون اساسی جدید و تصویب آن در مجلس فرمایشی، ملت آذربایجان از کمترین حقوق انسانی و ملی اش محروم گردید. پس از الحاق آذربایجان جنوبی، رژیم به تقسیم اراضی آذربایجان وپیش کشی آن به ایالات دیگر پرداخت. آذربایجان جنوبی تدریجا به استان های آذربایجان غربی، شرقی، زنجان، همدان، تقسیم گردید. قزوین و ساوه از آذربایجان جدا گردید. نامهای تورکی شهرها و روستاها حتی اسامی کوه ها و رودخانه ها به فارسی تغییر یافت و سخن گفتن به زبان تورکی در مدارس و شهرها ممنوع گردید. تحقیر و استثمار ملت آذربایجان شروع گردید. سیاست آسیمیلاسیون رژیم شاهنشاهی موجب شد که مردم آذربایجان پس از انقلاب های مشروطه و خیابانی به قیامهای ملی در سال 1945 و 1979 بپردازند. در هر دو مورد آذربایجان موفق به تشکیل حکومت ملی گردید ولی حکومت های فوق با کمک نیروهای خارجی توسط رژیم سرنگون گردید. رژیم شاه پس از مغلوبیت حکومت ملی آذربایجان در سال 1946 به نسل کشی آذربایجانیها پرداخت. در عرض چند روز بیش از 50 هزار نفر اعدام گردید و بیش از 200 هزار نفر از آزادیخواهان به مناطق کویری مرکز ایران تبعید گردیدند و یا زندانی شدند. 30 هزار نفر از آزادیخواها ن مجبور به مهاجرت شدند. در سال 1979 نیز آذربایجان به قیام علیه رژیم دست زد و تحت رهبری حزب خلق مسلمان آذربایجان موفق به تشکیل حکومت تقریبا خود مختار گردید ولی این بار نیز نظامیان جمهوری اسلامی توانستند به زور اسلحه حق تعین سرنوشت آذربایجان را پایمال نمایند. سیاست رژیم پهلوی پس از انقلاب به ظاهر اسلامی نیز ادامه یافت و آذربایجان باز هم تقسیم گردید. استان اردبیل تشکیل گردید و لی تابعیت شهر آستارا از اردبیل سلب شد. تحصیل به زبان مادری همچنان به عنوان گناهی نابخشودنی باقی ماند. سیاست آسیمیلاسیون با شدت تمام دوام یافت. شمار جمعیت آذربایجان جنوبی توسط سازمان آمار رژیم تهران تحریف میگردد. رژیم، جمعیت ملل غیر فارس را کمتر از رقم واقعی نشان می دهد.